مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
877
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> واستحوذَ عليهمُ الشّيطانُ وأنساهُم ذِكرَ اللَّهِ . والآن لم يكنْ لهم مقصدٌ إلّاقتلي وقتلَ مَن يُجاهد بين يديَّ وسبي حريمي بعد سلبهم وأخشى أنّكم ما تعلمون أو تعلمون وتستحيون . والخَدعُ عندنا أهل البيت محرّمٌ ، فمَن كرِهَ منكم ذلك فلينصرف ، فاللّيلُ ستيرٌ والسّبيل غير خطير والوقت ليس بهجير ، ومَن آسانا بنفسه كان معنا في الجِنان نجيّاً مِن غضب الرّحمان . وقد قال جدِّي رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم : ولدي حُسين يُقتلُ بطفِّ كربلاء غريباً وحيداً عطشاناً ، فمن نصرهُ فقد نصرني ونصر ولده القائم ولو نصرنا بلِسانهِ فهو في حِزبنا يوم القيامة . يعنى : « اى جماعت ! گاهى كه با من بيرون شديد ، چنان دانستيد كه به ميان قومي مىروم كه با دل وزبان با من بيعت كردهاند . آن انديشه ديگرگون شد . شيطان ايشان را بفريفت تا خداى را فراموش كردند واكنون همت ايشان مقصور است بر قتل من وقتل آنان كه در راه من جهاد كنند وحريم مرا از پس نهب أسير گيرند ومن بيمناكم كه شما پايان اين امر را ندانيد واگر دانيد ، از اظهار آن آزرم 1 داريد . همانا خديعت ومكيدت 2 در نزد ما أهل بيت حرام است . پس هر كس از اين سفر كراهتى دارد ، طريق مراجعت گيرد . شب تاريك است وراه روشن ووقت شايسته وآن كس كه با ما به بذل جان تأسى 3 جويد ، با ما در بهشت خدا خواهد بود . بدانيد كه جد من رسول خدا فرمود : فرزند من حسين در طف كربلا غريب وتنها وتشنه كشته مىشود وكسى كه أو را نصرت كند ، نصرت من كرده باشد ونصرت كرده باشد فرزند أو ، قايم آل محمد را وآن كس كه به زبان ما را نصرت كند ، در قيامت از حزب ما شمرده شود . » سكينه گويد : سوگند به خدا ، چون پدرم سخن به اينجا آورد ، مردم ده ده وبيست بيست پراكنده شدند وجز هفتاد وچند كس نماند . پس به سوى پدر نگران شدم وگريه در گلوگاه من گره شد . نخواستم كس بانگ نالهء مرا گوش كند . روى به آسمان كردم وگفتم : أللَّهمّ ! إنّهم خذلُونا ، فاخذُلهُم ولا تجعَل لهم دُعاء مسمُوعاً في السّماء ولا تجعَل لهُم في الأرضِ مَسْكناً ولا شَرفاً وسَلِّط عليهِمُ الفَقرَ إلى القَبرِ ولا تَرزُقهُم شفاعةَ جدِّنا يومَ القِيامةِ . يعنى : « اى پروردگار ! اين جماعت ما را مخذول 4 ساختند . پس ايشان را قرين خوارى وخذلان بدار ودعوت ايشان را أجابت مفرماى واين جماعت را در زمين مسكنى ومأمنى كرامت مكن وفقر ومسكنت را بر ايشان بگمار وايشان را در قيامت از شفاعت جد ما بهره ونصيبه مرسان . » گريهء امّ كلثوم ودلدارى حضرت حسين عليه السلام سكينه مىفرمايد : اين وقت مراجعت كردم وآب چشمم بر چهرگان روان بود . عمهام ، امّ كلثوم مرا به اين حال ديدار كرد وگفت : « اى دختر ! تو را چه افتاده است ؟ » صورت حال را باز گفتم . فرياد برداشت كه : وا جدّاهْ ! وا عليّاهْ ! وا حَسناهْ ! وا حُسيناهْ ! وا قلّة ناصِراه ! أين الخلاصُ مِن الأعداء ؟ لَيتَهُم يَقنَعونَ بالفداء . تَرَكتَ جوارَ جدِّكَ وسَلَكتَ بِنا بُعدَ المَدى ، فَعَلا مِنها الوَحيبُ وكَثُرَ مِنّا حَولَها النَّحِيبُ . بانگِ ناله وعويل 5 أو را حسين عليه السلام اصغا فرمود . بيامد . اشكش بر چهرهء مبارك روان بود . فرمود : « اين گريه چيست ؟ » -