مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

707

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> صحت نسب في الواقع محتمل است . بلكه در اين مورد ، اين رعايت از آنان كه مورد طعنى نيستند ، الزام است ونيز ايشان را در اين نسبت به هر حالت منفعت باشد وهر كسى با ايشان مصاهرت جويد نيز در قيامت سودمند شود . چه مصاهرت با اين جماعت ، مصاهرت با رسول خداى صلى الله عليه وآله است . زيرا در خبر صحيح وارد است كه آن حضرت برفراز منبر فرمود : « ما بالُ اقوامٍ يقولونَ إنّ رَحِم رسول اللَّه صلى الله عليه وآله لاتنفعُ يوم القيامةِ بلى إنّ رحمي موصولةٌ في الدّنيا والآخرةِ ، وإنِّي أيُّها النّاس ، فرطٌ لكم على الحوضِ » . آن‌گاه مىگويد : در خبر صحيح است كه عمر بن الخطاب ، جناب امّ كلثوم ، دختر فاطمهء زهرا سلام اللَّه عليهما را از پدرش أمير المؤمنين عليه السلام از بهر خويشتن خواستگارى كرد . آن حضرت تعلل جست وفرمود : « صغيره ونامزد پسر برادرم جعفر است . » عمر در اين باب بسى الحاح كرد . آن‌گاه بر منبر رفت وگفت : « اى مردمان ! سوگند به خداى ، هيچ چيز مرا در الحاح ورزيدن با على در كار دخترش باز نداشته است ؛ مگر اين‌كه از رسول خداى صلى الله عليه وآله شنيدم كه مىفرمود : هر سبب ونسب وصهرى در روز قيامت بريده مىشود ، مگر سبب ونسب ودامادى من . » پس علي عليه السلام بفرمود تا امّ كلثوم عليها السلام را به أو فرستادند . عمر چون آن‌حضرت را بديد ، احترامش را برپا خواست واو را در دامان‌خويش بنشاند وببوسيد ودعاى خيرش بفرستاد وچون امّ كلثوم به پا خواست ، ساقش را بگرفت وگفت : « به پدرت بگو ، من خوشنودم . » چون نزد علي عليه السلام شد ، فرمود : « عمر با تو چه گفت ؟ » امّ كلثوم جمله افعال وأقوال أو را معروض داشت . پس آن حضرت أو را با عمر تزويج فرمود وزيد پسرش در يكى از أزمنة بمرد . ابن حجر گويد : « تقبيل وضمّ امّ كلثوم بر وجه اكرام بوده است . چه آن حضرت به علت صغارتش آن مقام درنيافته بود كه در وى به ميل خاطر بنگرند تا اين كردار حرام باشد ونيز اگر صغيره نبود ، پدرش أو را به اين حال نزد عمر نمىفرستاد . » ابن الصبّاغ گويد : « اين حكايت در سال 17 هجرت روى داد وعمر در ذي القعدة همين سال بر وى درآمد و 40 هزار درهمش در صداق نهاد . » راقم حروف گويد : « اگر اين حكايت در سال هفدهم روى داده باشد ، جناب امّ كلثوم از هشت ونه سال كمتر نتواند داشت ؛ بلكه با آن روايت كه در وفات مادرش ندبه مىكرد ، از اين افزون داشته ؛ چنان‌كه در بيت الأحزان مذكور داشته [ است ] وبا اين صورت چگونه أو را صغيره توان دانست وچون كودكانش بر زانو جاى داد ؟ » وانگهى ، ابن صبّاغ گويد : « در ذي القعدهء همان سال عمر بر وى درآمد واگر جز از دختر فاطمهء زهرا -