مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
40
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
فحمد اللَّه وأثنى عليه وقال : أيُّها النّاس ! مَن عرفني فقد عرفني ، ومَن لم يعرفني فأنا أعرِّفه بنفسي ، أنا عليّ بن الحسين ، أنا ابن البشير النّذير ، أنا ابن الدّاعي إلى اللَّه بإذنه ، أنا ابن السِّراج المنير . وهي خطبة طويلة كرهت الإكثار بذكرها وذكر نظائرها . « 1 » أبو الفرج ، مقاتل الطّالبيّين ، / 79 - 81
--> ( 1 ) - وچون آنها را به نزد يزيد بن معاوية بردند ، قاتل آن حضرت رو به يزيد كرد وگفت : ركاب مرا ( يا بار شتر مرا ) پر از سيم ويا زر كن كه من پادشاه بزرگ وشكوهمندى را كشتهام . بهترين خلق را از حيث پدر ومادر كشتم وآن كس را كشتم كه نسبش والاترين نسبهاست . آنگاه سر آن بزرگوار را در تشتى پيشروى يزيد گذاردند وآن خبيث باچوب بر دندانهاى پيشين أو مىزد ومىگفت : سرهاى مردانى را كه نزد ما عزيز بودند ، به جهت مخالفتي كه با ما داشتند ، شكافتند ؛ چون ستمپيشه ونافرمان بودند 1 . پارهاى گفتهاند كه اين كار را عبيداللَّه بن زياد با سر آن حضرت انجام داد ونيز گويند كه يزيد در آن هنگام كه سر مقدس پيشرويش بود ، به اشعار عبداللَّه بن زَبْعرى ( يكى از مشركين مكة ) تمثّل جست كه ( پس از جنگ أحد ) گفت : اى كاش بزرگان ومِهْتران از قبيلهء من كه در جنگ بدر كشته شدند ، امروز بودند وجزع وبىتابى خَزْرَج را از ضربت نيزه وشمشير ما مىديدند . ما بزرگانى از پسران آنها را كشتيم وآن را عِوَض كشتگان « بَدْر » قرار داديم واكنون سر به سر شد . بارى ، پس از اين جريانها يزيد علي بن حسين عليه السلام را طلبيد وبه أو گفت : « نامت چيست ؟ » فرمود : « على . » گفت : « مگر على را خدا ( در كربلا ) نكشت ؟ » فرمود : « أو برادر بزرگتر من بود كه شما أو را كشتيد . » يزيد گفت : « بلكه خدا أو را كشت ؟ » امام عليه السلام ( در اينجا به آيهء 42 از سورهء زمر استشهاد كرد . ) فرمود : « خدا جان كسان را در هنگام مردنشان وجان آنها را كه نمىميرند در هنگام خفتنشان مىگيرد . » يزيد در پاسخ امام عليه السلام وگفت : « هر مصيبتى كه بهشما رسد ، به خاطر چيزى است كه خودتان فرآهم كردهايد . » امام عليه السلام در پاسخش وفرمود : « مصيبتى به شما نرسد ، نه در زمين ونه بر خودتان جز آنكه در كتابي ثبت شده است پيش از آنكه آن را پديد آريم وبه راستى آن بر خدا آسان است تا براي آنچه از دستتان رفته است ، غم مخوريد وبر آنچه به دستتان رسيده است ، شاد نشويد وخدا ، خودپسندان فخركننده را دوست ندارد . » -