مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

400

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

حول ما تقدّم راجع « 1 » : مقتل أبي مخنف ( المشهور ) ، / 98 / عنه : البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 370 ؛ المازندراني ، معالي السّبطين ، 2 / 86 - 87 الطّريحي ، المنتخب ، / 468 - 469 / عنه : القزويني ، تظلّم الزّهراء ، / 217 الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 436 النّقدي ، زينب الكبرى ، / 66 محلّاتي ، رياحين الشّريعة ، 3 / 105

--> بعد از آن ، قاسم بن‌جارود را در معرض عتاب درآوردند . قاسم سوگند خورد كه من در كربلا نبودم ؛ لكن ابن‌اشعث را نصرت نموده‌ام ، وأمير سيصد تن را بخشيده [ است ] . چه شدى اگر از گناه من نيز بگذشتى . مختار گفت : « اگر از عدول گواهى دهند كه تو در كربلا حاضر نبودى ، رهايت كنم . » پس چهار تن از بزرگان كوفه شهادت دادند كه در آن أوقات ، قاسم تمارض كرده ، خود را بر بستر بيمارى در افكنده [ بود ] . واز سراى خويش بيرون شند . مختار چون اين گواهى را بديد ، أو را به راه خود گذاشت . سپهر ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 387 - 389 چون آن شب بكران پيوست ، وخورشيد خاورى بر آسمان نيلوفرى برنشست ، مختار بر وساده امارت وتخت‌ايالت جاى گرفت ، وبه‌احضار خولى فرمان داد وأو چون خوار وزارش به حضور مختار درآوردند ، از روى خشم وعتاب بدو روى كرد وفرمود : بازگوى بدين اسلام هستى يا در كيش كفارى ؟ گفت : مسلمانم ، گفت : اى ملعون نابكار ! در ملّت اسلام كجا روا باشد كه چنين فتنه وآشوب دراندازى ، وآسمان وزمين را نالان وگريه‌كنان درآوردى ، وفرزند رسول خداى را أسير گردانى وسر مباركش را كه مايهء فروغ نه رواق است در آفاق بگردانى ؟ خولى گفت : مانند من بسيار بودند . مختار گفت : نه تو ونه ايشان مسلمان باشيد . وبه روايتي كه در مقتل ابىمخنف مسطور است چون مختار را به آن ميشوم نظر افتاد گفت : راست بگوى روز عاشورا چه كردى ؟ گفت : به علىبن الحسين تاختم ونطع از زير پايش بركشيدم ، ومقنعه ودو گوشواره زينب‌را اخذ نمودم ، مختار سخت بگريست وگفت : هيچ شنيدى در آن‌حال زينب چه فرمود ؟ گفت : مىگفت خداى هر دو دست وهر دو پاى تو را قطع فرمايد ، وبه‌آتش دنيايت پيش از آتش دوزخ بسوزاند ، گفت : دعوت أو أجابت شد ، آن گاه بفرمود تا آلات قطع وضرب درآوردند ، ومردم كشان بيامدند واز نخست دستهاى أو را از بدن جدا ساختند ، پس از آن سرش را چون سر گوسفند بريدند ، وبدنش را بسوختند ونامش را در جريده قتل قتله ثبت كردند . سپهر ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 391 - 392 ( 1 ) . [ كما ذكرناه رراجع ج 10 / 710 ، 711 ، 721 ، - 722 ، 723 ] .