مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
16
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> « دروغ گفتى اى لعين بن لعين وراندهء پسر رانده از رحمت ربّ العالمين ! لعنت خداى بر قوم ظالمين باد ! واي وويل بر تو ! آيا بر يزيد ملعون ، پسر ملعون افتخار جويى به اينكه كشتى آن كس را كه جبرئيل وميكائيل در گهواره أو را نوازش مىدادند ، ونامش بر سرادق عرش پروردگار عالميان نوشته شده وآن كسى كه خداى تعالى جدش را خاتم پيغمبران گرداند وبه نيروى پدرش أمير مؤمنان موادّ مشركين را از بيخ وبن برافكنده است ؟ پس كيست مانند جدّ من محمّد مصطفى صلى الله عليه وآله وپدرم علىّ مرتضى ومادرم فاطمهء زهرا صلوات اللَّه عليهم أجمعين ؟ » اين وقت خولى ملعون رو به آن حضرت كرد وگفت : « از سجاعت 3 ناگزيرى با اينكه سجّاع دختر سجّاعى . » پس أهل بيت را بياوردند تا در پيشگاه مسجد جامع كه محلّ توقف أسيران وسبايا بود ، باز داشتند 4 وبه روايت شعبى ، سر مبارك حضرت عباس را برفراز نيزهء بس طويل برآورده وثعلبة بن مرة الكلبي حامل رمح بود واين شعر انشاد همى كرد : أنا صاحب الرّمح الطّويل الّذي به * أصول على الأعداء في حومة الحرب طعنتُ به آل النّبيِّ محمّدٍ * لأنّ بقلبي منهم أعظم الكرب 5 امّ كلثوم عليها السلام به آن ملعون فرمود : « آيا به قتل آل بيت محمّد صلى الله عليه وآله افتخار مىجويى ؟ پس بر تو باد لعنت خدا ! » آن ملعون قصد آزار آن مخدره را نمود ؛ لكن از نكوهش مردمان بيمناك شد . وديگر در ضمن خبر سهل بن سعد شهرزورى كه در منتخب ابن طريح وبعضي كتب ديگر مسطور است ، مذكور مىباشد كه از آن پس به قائمه محمل علاقة گرفتم وبا صوتي بلند گفتم : « السلام عليكم يا آل بيت محمّد ورحمة اللَّه وبركاته » ودانسته بودم كه در اين محمل ، جناب امّ كلثوم دختر على عليهما السلام جا دارد . « فقالت : من أنت أيُّها الرّجل الذي لم يسلِّم علينا أحد غيرك منذ قتل أخي وسيِّدي الحسين عليه السلام » . فرمود : « كيستى اى مرد كه در چنين حال بر ما أسيران سلام مىفرستى ؟ چه از آن روز كه برادرم وسيّدم حسين صلوات اللَّه عليه شهيد گشته ، هيچكس بر ما در مقام سلام بر نيامده است ؟ » عرض كردم : « اى خاتون ! من همانا مردى شهرزورى وموسوم به سهل هستم وبه خدمت جدت محمّد مصطفى صلى الله عليه وآله نايل ومفتخر شدهام . » فرمود : « ألا ترى إلى ما قد صنع بنا ؟ أما واللَّه لو عشنا في زمانٍ لم ير [ أهلُه ] محمّداً ، ما صنع بنا أهله بعض هذا ، قتل واللَّه أخي وسيِّدي الحسين وسبينا كما تسبى العبيد والإماء وحملنا على الأقتاب بغير وطاء ولا سترٍ كما ترى » . فرمود : « آيا نمىبينى به اين ظلم وستم كه با ما به پا بردند ؟ سوگند به خدا اگر در زماني بزيستيم كه محمّد صلى الله عليه وآله را اهلش نديده بودند ، با ما كه أهل بيت هستيم ، اين مقدار ستمكارى نمىسپردند . يعنى اين كين وعداوت كه با ما مىورزند ، از حقد وكينى است كه به فطرت جاهليت با جناب ختمى مرتبت دارند . با -