مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
276
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> أهل مدينه وجناب محمّد بن حنفيه وامّ البنين وفاطمه دختر امام حسين عليه السلام كه در بعضي كتب أشارت كردهاند ودرآمدن ايشان را به مسجد رسول خدا ومرقد فاطمه زهرا وحسن مجتبى عليهم السلام وساير بني هاشم واقربا واحبا واصدقا وورود به منازل خود چنانكه شرحش در كتب متعددة مسطور است ، بدانند كه حالت مصيبت واندوه ورزيّت ايشان در چنان مصائب بزرگ ورزيت عظيم چه بوده است واز ابتداى روزگار هيچ طايفه وجماعتى را چنين بليت ومصيبت روى نداده ونخواهد داد . « وعلى الأطائب من أهل بيت الرّسول فليبك الباكون وإيّاهم فليندب النّادبون ولمثلهم تذرف الدّموع من العيون » گرديدهها درياها كنيم وسيلها به صحراها فكنيم ؛ بلكه از عيون خون بباريم وزمين را دشت لالهگون گردانيم ؛ تلافى اندكى از بسيار ويكى از صد هزار را نكرده باشيم . بالجملة ، نعمان بن بشير را نيز با نيل مقصود أجازت مراجعت دادند وچنان مىنمايد كه بشير بن حذلم خودش در مصاحبت أهل بيت به طور رفاقت راه مىسپرده است . چه اگر وى همان سرهنگ بودى كه از جانب يزيد به ملازمت ايشان راهسپر گشت ، از جانب امام به مدينه نرفتى وانشاد ابيات نكردى وأهل مدينه را از چنان بليت ناعى نگشتى . ودر اين باب شرحي مفصل در كتب مقاتل مسطور است كه در اينجا مقام نگارش ندارد ونيز از جناب عبداللَّه بن جعفر پارهاى فقرات در هنگام ورود أهل بيت منظور است كه در جاى خود به خواست خداوند وبيانحال آن جناب مسطور بخواهد شد ونيز بعضي مكالمات از حضرت زينب خاتون مسطور داشتهاند كه هنگام زيارة قبر مادرش صلوات اللَّه عليهما به پاى رفته است . نظر به بعضي ملاحظات به نگارش ، آن جمله نپرداخت . هركس خواهد از پارهاى كتب مقاتل باز خواهد يافت . معلوم باد كه أغلب اين حالات ومكالمات أهل بيت وحضرت زينب خاتون سلام اللَّه عليهم در أغلب كتب متقدمين به شرح نرفته است ؛ اما نشايد گفت كه از درجهء اعتبار ساقط است . چه لا بد چنين جماعتى مصيبت يافته ورنج وبلاهاى بزرگ ديده است ؛ در هنگامى كه طىّ منازل مىفرمودهاند جز اينكه به سوگوارى وزارى بودهاند ، شبهتى نمىرود . اگر بعضي أشارت نكردهاند ، ممكن است از عدم أحاطت بوده يا محض [ عدم ] تطويل كلام به قصور پرداختهاند ونيز ممكن است پارهاى أرباب مقاتل به بعضي از اين بيانات به حسب لسان حال سخن كرده باشند وبعد از آن ، ديگران به خود صاحب مصيبت نسبت داده باشند . واين بنده براي تكميل حالات آن مخدره به پارهاى بيانات ومكالمات كه در كتب متأخرين به ايشان منسوب داشتهاند ، أشارت كرده است وبه آنچه به لسان حال نسبت دادهاند ، عنايت نورزيده است وبه هر صورت نمىتوان بر صحت وسقم اين مطالب به صراحت حكم كرد ، چه تواند بود آنچه را ما صحيح ندانيم وبا سليقهء خود مطابق نشماريم ، وقوع يافته باشد وآنچه را به عكس آن دانيم ، به عكس آن باشد . علم صحيح وصريح با خداوند تعالى ورسول خدا وائمّهء هدى است . 1 . برادر ! اگر جانم بر اندوه وغم تو مىگريد ، گويا بر آن مىگريم كه غم جانگداز تو مرا از پا درآورد . برادر ! انديشه نمىتواند مرا از نوحه وزارى بر تو باز دارد . ونه آن هنگام كه بر تو مىگريم ، عقل من مرا مانع شود . برادر ! از كدام مصيبت وپيشامد ناگوار بنالم كه رويداد حوادث جمع ما را پراكنده ساخت . -