مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

264

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> برپا كردند . آن‌گاه فرمود : « اى بشير ! خدا رحمت كند پدر تو را كه مرد شاعرى بود . آيا تو از پيشهء پدر خود بهره‌اى دارى ؟ » گفتم : « بله يا بن رسول اللَّه ! من نيز شعر را خوب مىگويم . » حضرت فرمود : « پس داخل مدينه شو وشعري چند در مرثيهء سيّد شهدا بخوان وأهل مدينه را از آمدن ما مطلع گردان . » بشير گفت : « من سوار شدم وبه سوى مدينهء طيّبه تاختم تا داخل شهر شدم . چون به مسجد حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم رسيدم ، صدا به‌گريه وزارى بلند كردم وشعري چند جانسوز به اين مضمون ادا كردم : اى أهل مدينه ! أقامت مكنيد كه حسين كشته شد ؛ به آن سبب سيلاب أشك از ديده‌هاى محزون من روان است . بدن شريفش در كربلا ميان خاك وخون افتاده است وسرش را بر نيزه در شهرها مىگردانند . » سپس فرياد كردم : « علي بن الحسين با عمه‌ها وخواهران وبقيهء أهل بيت رسالت به نزديك شما رسيده‌اند ومن پيك ايشانم به سوى شما . » چون اين‌آوازه در مدينه بلند شد ، جميع مخدرات بنىهاشم وزنان ومهاجران وأنصار با سر وپاى برهنه از خانه‌ها بيرون دويدند وروهاى خود را خراشيدند وگيسوها پريشان كردند وصدا به نوحه وزارى ونالهء وا ويلاه ووا مصيبتاه بلند كردند . هرگز مدينه را به آن حالت مشاهده نكرده بودم وهرگز روزى از آن تلخ‌تر وماتمى از آن عظيم‌تر نديده ونشنيده بودم . پس همه به نزد من دويدند وگفتند : « اى ناعى ! اندوه ما را بر سيّد شهدا تازه كردى وجراحت‌هاى سينه‌هاى ما را به نالهء جانسوز خود خراشيدى . تو كيستى واز كجا مىآيى ؟ » گفتم : « منم بشير بن جذلم . مولاي من علي بن الحسين مرا به سوى شما فرستاده است وخود با عيال امام شهيد غريب در فلان موضع فرود آمده است . » چون اين خبر را از من شنيدند ، زنان ومردان با سر وپاى برهنه گريان ونالان به آن جانب دويدند من چندان كه مىتاختم ، به ايشان نمىرسيدم وراه‌ها پر شده بود از مردم كه راه عبور نبود . چون نزديك خيمهء آن حضرت رسيدم ، فرود آمدم وراه نمىيافتم از هجوم مردم كه داخل خيمه شوم وديدم كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام بر كرسي نشسته وآب از ديدهء مباركش مانند باران جارى است دستمالى در دست دارد وآب از ديدهء مباركش پاك مىكند واز هر طرف صداى نوحه وگريهء مردان وزنان وخواتين معظمه وكنيزان بلند شده است وفوج فوج مىآيند وآن‌حضرت را تعزيه مىفرمايند وصداى نالهء وا حسين به‌عرش برين مىرسد . سيلاب أشك أهل زمين به آسمان مىرسيد وآب ديدهء قدسيان روى زمين را گلگون مىكرد . مجلسي ، جلاء العيون ، / 751 - 752 اما امّ كلثوم چون آثار وجدران 1 مدينه را ديدار كرد ، اين اشعار أنشأ كردند 2 : [ متن عربى اشعار به كتاب المنتخب ارجاع شده است ولذا ترجمهء فارسي بعضي از اشعار كه در پاورقى كتاب ناسخ التواريخ آمده است را اينجا مىآوريم ] . بيت 1 . اى مدينه ! ما را مپذير ، زيرا بادلى پر از حسرت واندوه آمده‌ايم . -