مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
229
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> ودر آن روز ، سرهاى شهدا را نيز از دنبال ايشان به كربلا درآوردند واز آنجا از جادهء غير معتاد به بيستو پنج منزل يا بيستو دو منزل وارد شام شدند ؛ بلكه اگر بىكلفتتر باشد ، همان است كه به آسايش طي منازل كردند ، شانزدهم ربيع الاوّل موافق پارهاى اخبار كه مسطور شد به شام درآمدند ومدتي در شام توقف كردند . بعد از آن به جانب مدينه روى نهادند وچون نظر به پارهاى روايات آن سرهنگ كه از جانب يزيد با ايشان سفر مىكرد أجازت داشت تا ايشان را به هر كجا خواهند ، فرود آورد ، از وى خواستار شده باشند كه ايشان را به كربلا عبور دهد . در مدت سىو سه روز از شام به كربلا آمده باشند وسه روز در كربلا به مراسم عزادارى پرداخته وسرها را با بدنها ملحق كردند وبه جانب مدينه روانه شده باشند ودر اين سفر با جابر انصارى كه گاه به گاه از كوفه تجديد زيارة كرده ، ملاقاة فرموده باشند وپارهاى خطب وكلمات امام زين العابدين عليه السلام خطاب با مردم كوفه وپاسخهاى ايشان كه در ورود اوّل ايشان از كربلا به كوفه ممكن نبوده است ، در اين ورود ثاني باشد . يا اينكه ورود ايشان به مدينهء طيبه موافق خبر علّامه حلّى أعلى اللَّه مقامه وبعضي ديگر كه مىنويسند ، در أربعين بوده است ، مقصود از أربعين چهل روز بعد از بيرون شدن ايشان از شام يا از كربلا ، يعنى در اين سفر ثاني ايشان از شام به كربلا به مدينه باشد ، وگرنه در سفر اوّل ايشان از كوفه به شام چگونه تواند شد كه در أربعين اوّل شهادت از شام به مدينه وارد شده باشند ؟ يا مقصود أربعين سال دوم شهادت باشد تا روز قيامت هم هر امرى در اين روز اتفاق افتد ، خواهند گفت ، در روز أربعين روى داد ونشايد جمله را در أربعين سال اوّل شمرد . وتواند بود كه آمدن جابر وبني هاشم نيز به زيارة آن حضرت در اين أربعين سال دوم باشد كه علّامه مىفرمايد ورود أهل بيت به مدينه با ورود جابر به كربلا وزيارة أربعين موافق بود . چه در أربعين اوّل ، مشكل مىنمايد كه جابر به آنجا به زيارة شده باشد وچون جابر كه از أكابر صحابه است ، اوّل كسى است كه در بيستم صفر به زيارة آن حضرت شده وبه آداب زيارة پرداخته است ، أربعين اوّل خوانده باشند . واين حال باخبر آنانكه قتل آن حضرت را در سال شصتم رقم كردهاند وپارهاى كه در شصتو يكم مىنويسند ، اصلاح يابد ونيز با آن اخبارى كه از سر مطهر ومعجزات آن سر مبارك وطواف در بلاد وأمصار وباز گردانيدن به دمشق تصريح دارد ، درستتر است ، چه ممكن است آن سر مبارك را به مدينه برده باشند وديگرباره به دمشق أعادت داده باشند ؛ گاهىكه أهل بيت از شام به كربلا مىرفتند ، با بدن شريف ملحق كرده باشند وآن خبر كه از علّامه حلّى أعلى اللَّه درجاته مذكور مىنمايند كه ورود حضرت در أربعين به مدينه با ورود جابر به كربلا مطابق افتاد ، همان أربعين سال دوم بوده است . يا اينكه لفظ كربلا سهواً به قلم كاتب مدينه شده باشد ومقصود اين باشد كه ورود حضرات أهل بيت از كوفه به كربلا يا ورود جابر از مدينه به كربلا روز أربعين اوّل بوده واز آن پس از كربلا به شام رفتند ودر سفر ثاني كه به كربلا آمدند تا به مدينه شوند ، سر مبارك را ملحق ساختند . ونيز تواند بود كه بعد از آنكه به مدينه رفتند وآن سر مبارك را ملحق ساختند . -