مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

198

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> « با نعمان بن بشير بگو كه اين محامل را سياه‌پوش كن . » نعمان نيز أجابت امر وأطاعت فرمان كرد وايشان چون خواستند سوار شوند . به ياد روزى كه از مدينه بيرون مىشدند ، ناله‌ها بركشيدند . به روايتي چون حضرت امام زين العابدين عليه السلام اين حال را نگران شد ، حضرت زينب را تسليت داد وبه صبر وشكيبايى امر كرد . بالجملة ، در آن روز نيز بر أهل بيت بسى دشوار بگذشت وهمگى اندوهناك واشكبار بودند . هريك به زبانى اظهار ناله وسوگوارى مىكردند ودر حال سوار شدن واز دروازهء شام بيرون شدن ووداع با مردم شام نيز چنان شورشى برخاست كه از شور يوم نشور خبر مىداد تا گاهى كه عمارى أهل بيت از نظر مردم شام ناپديد شد . اين‌وقت نالان وگريان با كمال افسوس به شهر باز شدند واهل‌بيت رسول خداى هم‌چنان راه مىسپردند ونعمان بن بشير يا هركس ديگر كه با ايشان بود ، در شرايط توقير وتكريم ايشان غفلت نمىورزيد وبه هر طور خواستندى به‌جاىمىآورد ودر هر كجا فرو شدند ، دور از ايشان منزل كردى وچون راه‌سپار شدند ، يك ميل مسافت مىگذاشت تا به فراغ بال وامنيت خيال باشند وأهل بيت به‌هر منزلي فرود شدند ، به ماتم بنشستند وناله وزارى برآوردند وخاك را با أشك خونين رنگين ساختند تا گاهى كه به حوالي عراق عرب نزديك شدند . 1 يافعى در مرآة الجنان مىگويد : حافظ أبو العلاء همداني نوشته است : چون سر مبارك امام حسين عليه السلام را نزد يزيد آوردند ، كسى را به مدينه فرستاد تا جماعتى از موالى بني هاشم بيامدند . آن‌گاه گروهى از موالى أبي سفيان را با آنان منسلك ساختند واز آن پس علي بن الحسين عليهما السلام وهركس از أهل بيتش به جا مانده بود ، روان كرد وهرچه از بهر ايشان ببايست تجهيز كرد وهر حاجتي داشتند ، به جا گذاشت وسر مبارك را نيز براي عمرو بن سعيد بن العاص كه از جانب يزيد عامل مدينه بود ، بفرستاد . عمرو گفت : « سخت دوست داشتم كه يزيد اين سر مبارك را براي من نفرستادى . » راقم حروف گويد : يافعى در اين خبر گويا منفرد باشد وبيرون از غرابت نيست ونيز بر طول توقف أهل بيت سلام اللَّه عليهم در شام دلالت كند ودر إعلام الورى تصريح به نعمان بن بشير است . 1 - 1 [ اين اخبار در رياحين الشريعة ، 3 / 193 ، 194 - 195 ، 196 ، 197 - 198 تكرار شده است ] . 2 . جافى : سنگ‌دل وجفاپيشه . 3 . نزل به ضمّ نون وزاي : آنچه براي مهمان مهيا سازند . مهنا : گوارا . 4 . برد به ضمّ با : پارچه‌هاى راه راه دستباف آن زمان كه يمنى آن بسيار مرغوب بوده است . 5 . مناديل جمع منديل : دستمال وحوله . 6 . أكياس جمع كيس : كيسه‌اى است كه براي حمل طلا ونقره استفاده مىشد . 7 . تغدّى : ناهار خوردن . 8 . تعشّى : عصرانه يا شام خوردن . -