مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
197
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> مىشود كه سر مبارك امام حسين از امام زين العابدين عليهما السلام محجوب بوده ودر ظاهر حال نمىديده است . اين امتناع آن ملعون نه از روى عناد ولجاج بوده ، بلكه به سبب آن بوده كه آن سر مطهر از دست أو بيرون بوده است ؛ چنانكه به آن أشارت رود . بالجملة ، يزيد مهياى فرستادن أهل بيت شد وسرهنگى را مشخص كرد . أغلب علما خبر به نام أو تصريح نكردهاند ؛ بلكه به عبارت قائد ورجل صالح ورسول كفايت جستهاند ؛ چنانكه در بحار الأنوار ومقتل صغير أبى مخنف ونور العين وكشف البكا وبعضي كتب ديگر نيز نام سرهنگ را ننوشتهاند ؛ لكن صاحب كامل بهائى مىنويسد : « نام آن قائد كه يزيد پليد در ملازمت أهل بيت رسول مجيد بفرستاد ، عمرو ابن خالد قرشي بود ودر كتاب حرقة الفؤاد وروضة الشهدا ومخزن البكا ومحرقة القلوب و . . . نعمان بن بشير را نوشتهاند . » ودر كتاب طوفان البكا ومطالع الأحزان ودر اشعار بعضي شعرا نيز مسطور شده وقول مشهور اين است كه : « نام وى نعمان بن بشير بود وأو را با سى سوار با ايشان همراه ساخت . » چنانكه در كامل بهائى مسطور است ، عمرو بن خالد يا اينكه نعمان بن بشير با سيصد سوار با ايشان همراه شد ويزيد به وى گفت : « اين غلام ، يعنى علي بن الحسين عليهما السلام را با اين زنان به مدينه رسان وايشان را شب هنگام راه سپار بدار وچون در منزلي فرود آييد ، تو وآنانكه با ايشان راه مىسپاريد ، در مكاني بعيد از ايشان فرود شويد تا چشم احدى بر ايشان نيفتد ورعايت حرمت وجانب ايشان بشود ودر رعايت حال ايشان كوتاهى مكن وهرچه خواهند به جا آورد . » واز پس اين جمله مىگويد : « عمرو بن خالد ايشان را به مدينه رساند . » به روايتي نام آن قائد بشير بن جذلم باجيم وذال يا جذلم بن شتر يا بشير بن حذلم باحاء حطى وذال معجمه از جانب نعمان بوده است وبايد دانست كه حذلم باحاء مهمله وذال معجمه وجذلم باجيم وذال معجمه يكسان باشند . چه عرب را قانون است كه حرفى را به جاى حرفى آورند ؛ چنانكه ثعالبى در سر الأدب در اين باب مىگويد : « مثل مدح ومده وجدّ وجذّ وجذم وجزم وجذلم وحذلم وصراط وسراط ومكة وبكه وغير ذلك . » 1 بالجملة ، يزيد با قايدى كه با ايشان مىفرستاد ، در احترام واحتشام ايشان همه نوع وصيت بگذاشت وأسباب سفر ايشان را به طورى شايسته مهيا ساخت . زنان ودختران أهل شام با ألبسه سياه به انتظار بيرون شدن أهل بيت أطهار در كوى وبازار انجمن كردند وأهل شام به مشايعت ايشان فرآهم شدند . وچون حضرت امام زين العابدين عليه السلام از مجلس يزيد بيرون شد وأهل بيت را أجازت داد ، جناب زينب خاتون سلام اللَّه عليها به پا شد . أهل بيت نيز به موافقت برخاستند واز سراى يزيد بيرون آمدند . زنان آل أبي سفيان ودخترهاى يزيد ومتعلقات ايشان بيرون دويدند وبه گريه وناله درآمدند وتا درِ قصر الاماره به متابعت ومشايعت راه سپردند ووداع كردند . چون جناب زينب سلام اللَّه عليها آن محامل زرنگار را بديد ، ناله بركشيد ويكى از جواري را فرمود : -