مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

196

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> كار بعد از آن بود كه ابن زياد رؤوس مطهره را بااسيران نزد يزيد بفرستاد چه شيخ مفيد مىفرمايد : « چون ابن زياد سر مبارك امام حسين عليه السلام را به جانب يزيد فرستاد ، يزيد به عبد الملك بن أبي الحارث فرمان كرد كه راه برگير ودر مدينه به عمرو بن سعيد بن العاص شو وأو را به قتل حسين بشارت بده . » ونيز اخبارى كه بر مدت طول حبس ايشان دلالت دارد ، چنان‌كه فاضل دربندى در اسرار الشهادة از لهوف سيّد مذكور مىدارد كه بالصراحه فرستادن ابن زياد ملعون حرم وسبايا را به سوى يزيد بعد از قتل عبداللَّه بن عفيف بوده است ؛ بلكه أهل بيت در كوفه محبوس بوده‌اند تا گاهىكه پاسخ ابن زياد از يزيد باز گرديد وبه فرستادن رؤوس مطهره وأهل بيت به دمشق امر كرد وبا اين حالت ، مكث ايشان در كوفه ووصول به دمشق مدتي طويل مىخواهد وهم‌چنين استبعادى عظيم كه فاضل مجلسي أعلى اللَّه مقامه در زاد المعاد از چهل روز مىنمايد . نيز بيانى كه در تذكرة الأئمة شده است كه به روايتي مدت توقف أهل بيت شش ماه بود وخبر چهل روز را به چيزى نمىشمارد . هم‌چنين آن خبر كه ورود أهل بيت را در شانزدهم ربيع الاوّل به شام مرقوم داشته‌اند ونيز دلايل ديگر كه در كتاب امام زين العابدين صلوات اللَّه عليه واين كتاب مسطور افتاد ، باز مىنمايد كه توقف أهل بيت در شام كمتر از ما هي چند نبوده است واز زمان حركت از كربلا تا حركت از دمشق مدتي به پا رفته است ؛ چنان‌كه از اين پس نيز روشن‌تر شود . يزيد پليد چنان‌كه از أغلب كتب مقاتل مستفاد مىشود ، بعد از آن‌كه مدت‌ها أهل بيت رسول خداى صلى الله عليه وآله را در آن ويرانه چندان متوقف ساخت كه از رنج گرما وسرما چهره‌هاى مباركشان پوست بگذاشت ورنگ ايشان بگشت واجفان ايشان از أشك خونين زخمى شد وگوشت ايشان از زحمت زندان وصدمت آن مردم زشت‌بنيان آب شد واندام شريفشان از كثرت آزار نزار گشت وآن چند كه توانست در ذلت وزحمت ايشان بكوشيد ومقتضيات عداوت وبغض وكين را به جا آورد وآتش دل پركين را تسكين داد ، ونيز آشوب مردمان جهان‌كوب گرديده زبان‌ها چون سنان‌ها بر وى دراز وتوقف عترت رسول دير بازگشت ، ايشان را از زندان به حرمسراى خويش درآورد واظهار عطوفت وشفقت نمود وبا مردم شام در كار ايشان مشورت كرد . از ميانه ، نعمان بن بشير گفت : « بنگر رسول خداى با ايشان چه معاملت مىورزد تو نيز همان كن ! » اين رأى را پسنديده داشت وبا امام زين العابدين عليه السلام آغاز تلطف نمود وميعاد نهاد كه سه حاجتش را برآورده دارد . چون به آهنگ باز گرداندن ايشان برآمد ، به آن حضرت گفت : « آن سه حاجت خويش را كه به قضاى آن ميعاد نهادم ، تذكره بفرماى . » فرمود : « نخست اين‌كه ديدار سيّد من ومولاي من وپدرم حسين را به من باز نمايى تا از وى توشه‌ور گردم . دوم آن‌كه آنچه از ما برده‌اند ، به ما باز گردانى . سيم اين‌كه اگر بر قتل من عزيمت دارى ، كسى را با اين زنان همراه كنى كه ايشان را به حرم جدّ ايشان صلى الله عليه وآله باز گرداند . » آن ملعون در پاسخ گفت : « اما ديدار پدرت را هرگز نخواهى ديد . » إلى آخر الخبر . واز اين خبر معلوم -