مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
193
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> در كتاب مستطاب ناسخ التواريخ نيز به اين خبر وعدم قبول يزيد ملعون در نمودن سر مبارك امام حسين عليه السلام ويك هفته سوگوارى أهل بيت ومكالمات يزيد وجناب امّ كلثوم سلام اللَّه عليها چنانكه در أغلب كتب معتبره مسطور است ، أشارت رفته است . ابن أثير در تاريخ الكامل گويد : بعد از آن مكالمات كه در ميان يزيد وعلي بن الحسين عليه السلام برفت ، فرمان كرد تا آن حضرت وزنان وپردگيانش را در سرايى مخصوص درآوردند ويزيد هر وقت خواستى غذاى چاشتگاه يا شامگاه به كار بندد ، آنحضرت را بخواندى . مىگويد : بعضي گفتهاند : چون سر مبارك امام حسين عليه السلام را نزد يزيد آوردند ، ابن زياد را به ازدياد جاه ومنزلت وصله وجايزه بنواخت واز كردارش مسرور شد . روزى به پايان نرفت كه از بغض ولعن وسبّ مردمان نسبت به خودش باخبر شد . لا جرم بر قتل امام عليه السلام پشيمانى گرفت وخويشتن را به نكوهش سپرد وهمى گفت : « بر من چه شدى اگر احتمال آزار كردمى وحسين را با خود در سراى خودم فرود آوردمى ودر آنچه خواست ، حكومتش دادمى ؟ هرچند در قبول مسئولش در أركان سلطنت من وهنى فرود آمدى تا حفظ جانب رسول خداى صلى الله عليه وآله ورعايت حق وقرابت حسين را به جا نهادمى . خداى پسر مرجانه را لعن كند كه حسين را به حال اضطرار دچار ساخت . با اينكه از وى خواستار شد كه دست خود را در دست من گذارد ، يا به يكى از ثغور جاى كند تا بهديگر سراى روى نهد وپسر مرجانه از وى نپذيرفت . أو را بكشت ودر قتل أو عموم مسلمانان را بر من برآشفت وتخم دشمنى مرا در مزرع قلوب ايشان بكاشت وبر وفاجر را از خشم وبغض من درونها بينباشت . چه جملهء جهانيان قتل حسين را بر من عظيم شمردند . مرا با ابن مرجانه چه كار است ؟ خدايش ملعون ومغضوب بگرداند . » وچون به آن اراده شد كه أهل بيت را به مدينه مراجعت دهد ، نعمان بن بشير را گفت تا چنانكه شايستهء حال ايشان است ، تجهيز سفر ايشان را به جا آورد ومردى امين از مردم شام را بااندك جماعتى از سواران در ملازمت ايشان تا به مدينه روان دارد . در كتاب اخبار الدول مسطور است كه از آن پس ، يزيد ذريّهء طاهره را در صحبت علي بن الحسين عليهم السلام به مدينه روان كرد ونعمان بن بشير را با سى مرد همراه ساخت . در كتاب روضة المناظر مذكور است كه يزيد عليه اللعنة ايشان را به سوى مدينه تجهيز كرد . در رسالهء صبان مسطور است كه ابن زياد عليه اللعنة سر مبارك امام حسين را با أهل بيت آن حضرت كه از آن جمله علي بن الحسين وعمهاش جناب زينب خاتون صلوات اللَّه عليهم بودند ، نزد يزيد عنيد بفرستاد وآن ملعون بسيار مسرور گشت وايشان را در موقف سبايا بداشت واهانت كرد وبا قضيبى كه در دست داشت ، بر آن سر مبارك بزد وهمى گفت : « لقيت بغيك يا حسين ! » ودر فرح وسرور بسى مبالغت ورزيد ؛ لكن چون مسلمانان بر وى خشمگين شدند وتمامت مردم روزگار به كين وبغض أو برآمدند وقول رسول خداى صلى الله عليه وآله را « انّ أهل بيتي سيلقون بعدي من أمّتي قتلًا وتشريداً وانّ أشدّ قومنا لنا بغضاً بنو أميّة وبنو مخزوم » در اينجا آشكار يافتند ، بر كار خود ندامت گرفت واز آن پس فرمان كرد تا أهل بيت آن حضرت را به مدينه -