مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
184
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
ثمّ أمرهم بالرّجوع إلى المدينة المنوّرة . « 1 » القندوزي ، ينابيع المودّة ، / 353
--> محملهاى مزيّن براي ايشان ترتيب داد وأموال براي خرج ايشان حاضر كرد وگفت : « اينها عوض آنچه نسبت به شما واقع شده است . » امّ كلثوم گفت : « اى يزيد ! چه بسيار كمحيايى . برادران وأهل بيت مرا كشتهاى كه جميع دنيا برابر يك موى ايشان نمىشود ومىگويى اينها عوض آنچه من كردهام . » به روايت شيخ مفيد وديگران ، يزيد ، نعمان بن بشير را كه از صحابهء جناب رسول بود ، طلبيد وگفت : « مردى از أهل شام را كه به صلاح وسداد وامانت وديانت موسوم باشد ، با ايشان همراه كن وكارسازى تهيهء سفر ايشان را بر وجه نيكو به عمل آور وجمعى از حارسان با ايشان بفرست . » به روايت ديگر : نعمان را همراه كرد . پس امام زين العابدين عليه السلام را طلبيد وبراي رفع تشنيع مردم گفت : « خدا لعنت كند ابن مرجانه را . به خدا سوگند كه اگر من به جاى أو مىبودم ، امام حسين هرچه از من طلب مىكرد ، أجابت أو مىكردم وبهكشتن أو راضى نمىشدم . بايد كه پيوسته نامههاى تو به من برسد وهر حاجت كه داشته باشى ، از من طلب نمايى كه به أجابت مقرون است . » پس آن مردى را كه براي حراست ايشان مقرر شده بود ، طلبيد وسفارش بسيار در باب رعايت ايشان كرد . مجلسي ، جلاء العيون ، / 749 - 751 ( 1 ) - اكنون به رشتهء حكايت ، معاودت وتوفيق انجام را از ايزد علام مسئلت كنيم . وديگر از مصائب وآلام أهل بيت خير الأنام در مدت توقف در شهر شام أقامت علامات سوگوارى است . چنانكه در بحر المصائب ونور العين ومقتل أبى مخنف مسطور است كه چون يزيد پليد در حضرت أهل بيت رسول مجيد معروض داشت كه : « كار به اختيار شماست ، اگر خواهيد به جانب مكة ومدينه شويد واگر خواهيد در اينجا أقامت ورزيد ! » فرمودند : « اى يزيد ! چون از حسين عليه السلام ما را جدا كردند ، عبيداللَّه زياد ما را مجال وامكان نگذاشت كه بر وى گريستن وناليدن كنيم ومراسم عزا به پا داريم . هماكنون بر آن حضرت گريستن بخواهيم گرفت . آنگاه به حرم جدّ خويش مىشويم . » يزيد فرمان كرد تا يكى از سراهاى أو را براي ايشان خالى كردند وأهل بيت در آنجا به سوگوارى وزارى وناله وفرياد وعزادارى بهروزان وشبان بنشستند وچون باران بهارى سرشك ديده روان ساختند ، در دمشق هيچ قرشية وهاشميه نماند . مگر اينكه باعزا ومصيبت وناله ونحيب همعنان گشت . چنان آشوب برآوردند كه همى خواست كوه از جا بشود ويك هفته بر اينگونه با جامهء سياه ناله به ماه بردند . وبه روايتي ، جناب زينب خاتون سلام اللَّه عليها از يزيد بخواست تا رؤوس شهدا را به مجلس سوگوارى بفرستد . آن ملعون بفرستاد ومعلوم است كه اگر اين خبر به صدق باشد ، حالت آن مخدره با سر مبارك امام حسين عليه السلام وديگر شهدا چه خواهد بود ؟ وسوگوارى سوگواران چه مايه خواهد يافت ؟ وحالت جناب امّ كلثوم با سر مبارك حضرت أبى الفضل سلام اللَّه عليه چه منوال خواهد داشت ؟ چنانكه از كتاب نور العين مسطور است كه حضرت امّ كلثوم سر مبارك على أصغر را از جناب سكينه خاتون بگرفت وبر سينه نهاد و -