مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

134

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> عليا مخدره چون اين بشنيد ، قيام كرد ؛ چه قيام كردنى ! چشم روزگار چنين فصيحه‌اى وبليغه‌اى ونيرومندى نديده ونخواهد ديد ، در حالىكه بانهايت ضعف وناتوانى از كربلا تا كوفه واز كوفه تا به شام چهل منزل روى شتر بىروپوش گذرانده بود تا به اين مجلسِ مجلل يزيد باهزار گونه مصايب وارد شده بود . اكنون كه ديد يزيد به قرآن تمسك مىكند وبراي حق بودن فعل خود اين آية را مىخواند كه خدا ملك را به هركس كه مىخواهد مىدهد واز هركس كه مىخواهد انتزاع مىكند ، هركه را مىخواهد عزيز مىكند وهركس را مىخواهد ذليل مىكند ، يعنى خداوند متعال ملك وسلطنت را وعزت را براي من خواسته است . آن مخدره چون آن فجايع واشتباه كارى را ملاحظه نمود ، قيام كرد ومانند يك خطيب تازه نفسي كه از گرسنگى وتشنگى ورنج سفر ومحنت ودردسر ومصائب گوناگون بىخبر است ، ايستاد واين خطبه را كه در آفاق أرضين وسماوات رخنه مىكند ، قرائت فرمود . چنانچه أحمد بن أبي طاهر وأبى مخنف وديگران نقل كرده‌اند ، [ سپس متن خطبه حضرت زينب عليها السلام را از كتاب احتجاج طبرسى نقل كرده است كه ما قبلًا آن را بيان كرديم ] حضرت زينب بعد از حمد حضرت حق جلّ وعلا ودرود بر جدّش حضرت رسول خدا ابتدأ به آيه‌اى رو كرد كه در سورهء روم است ومتضمن داستان كفار عجم ومغلوب شدن ايشان است حكايت عاد وثمود وهلاكت وانقراض آن‌هاست ودر اين مقام بر لسان آن مخدره جارى شد . همى خواهد باز نمايد كه حال يزيد واتباعش بيرون از كفار عجم ومردم عاد وثمود نيست ودر حقيقت از انقراض ايشان خبر مىدهد واز بطلان آن‌ها وبر حق بودن آل محمّد صلى الله عليه وآله وسلم واز اين آية باز مىنمايد كه عاقبت معاصي كفر است ونتيجهء انكار آيات الهى نيران جاودان است . پس اين آيهء شريفه تحذير از سوء عاقبت ووخامت خاتمت را متضمن است ومعنى اين است : « پس مىباشد عاقبت مصيبت‌كنندگان ومردمان نافرجام كه بد كردند وبه معاصي ارتكاب جسته‌اند وآيات خدا را تكذيب كردند وبه آن‌ها استهزا كردند عقوبت آن‌ها در آخرت است ؛ چنانچه در أمم سابقه چنين بوده است » . پس به يزيد خطاب فرمود : « اى يزيد ! آيا چنان گمان برى هنگامى كه أقطار زمين وآفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتى ، چندان كه أسير ودستگير شهر به شهري كردى وديار به ديار ما را سير دادى ، اين را موجب خوارى ما پنداشتى وسبب عزت خود ؛ نه چنان است كه گمان كردى وباد به دماغ خود انداخته‌اى وخود را صاحب شأن پنداشته‌اى ، تكبر مىنمايى وبه طرف دامن خود مىنگرى . اى يزيد ! از فرح وسرور وشانه‌هاى خود را حركت مىدهى واز غايت تكبر ونخوت وخبث سريرت خود را فراموش كرده‌اى كه چه كس باشى هنگامى كه دنيا به تو اقبال كرده وأمور سلطنت براي تو جمع آمده است وسلطنت آل‌محمّد را خالصه خود كرده‌اى اين قهر وغلبه تو را به جولان درآورده است . اندكى از مركب غرور فرود آي ! از بادهء نخوت وسرور به هوش آي واز روى جهل وضلالت اين همه سبك ومتمايل مشو ! مگر فراموش كرده‌اى كلام خدا را كه مىفرمايد : « نپندار كساني كه كافرند از يهود ونصارى ومشركين كه آنچه مهلت مىدهيم ، ايشان را وعمر آن‌ها را دراز مىكنيم ومال ايشان را زياد -