مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
124
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> لأهلّوا واستهلّوا فرحاً * ثمّ قالوا يا يزيد لا تشل بر دندانهاى أبى عبداللَّه سيّد جوانان أهل بهشت متوجه گردد وبا چوبدستى خود بر آن زند ؟ چرا چنين نگويى ؟ تو كه زخم را به بن رساندى وباريختن خون ذريهء محمّد وستارگان زمين از آل عبد المطلب ريشه را كندى ومشايخ خود را آواز دادى وبه گمانت آنها را فرا خواندى وبه زودى به سرانجام آنها دچار شوى وآروز كنى كهاى كاش افليج بودى وگنگ بودى واين گفتار وكردار را نداشتى . بار خدايا ! حقّ ما را بگير واز كسى كه به ما ستم كرد ، انتقام كش وبر كسى كه خون ما را ريخت وحاميان ما را كشت ، خشم فرو ريز . به خدا پوست خود را دريدى وگوشت خود را بريدى وبا بار سنگين خونريزى ذريهء پيغمبر وهتك حرمت خاندان وبستگان أو بر وى وارد شوى آنجا كه خدا پراكندگى آنها را جمع كند وواريختگى آنها را فرآهم آورد وحقّ آنها را بگيرد . گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شدند ، مردهاند ؛ بلكه زندهاند ونزد پروردگار خود روزى خورند . خدا بس است كه حاكم بر تو باشد وپيغمبر خصم تو باشد وجبرئيل پشتيبان أو . به زودى پدرت كه براي تو سلطنت آراست وتو را به گردن مسلمانان سوار كرد ، بداند كه ستمكاران چه بدجا عوض كنند وكدام شما جاى بدترى داريد ولشكر ناتوانترى . اگرچه پيشامدهاى ناگوار من را به گفتوگوى با تو كشاند ، اما من مقام تو را كوچك مىدانم وسرزنش تو را بزرگ مىشمارم وسركوفت تو را بيش به حساب مىآورم ؛ ولى ديدهها اشكبار است وسينهها آتشبار است . هلا بسيار عجب است كه حزب نجيبان خدا به دست حزب شيطان طلقا كشته شوند . اين دستهايند كه خون ما را مشت كرده واين دهانهايند كه گوشت ما را مكيدهاند . آن تنهاى پاك وتابناك است كه گرگان به نوبت بر سر آنها آيند وكفتاران بر آنها خاك بپراكنند . اگر ما را غنيمت گرفتى ، به زودى غرامت تو خواهيم شد . آنگاه كه نيابى جز كردار دست خود وپروردگار تو ستمكار نيست ، به خدا شكوه برم وبر أو توكل كنم . هر دامى دارى بنه وهر گامى دارى بردار وهر تلاشى دارى بكن . به خدا نتوانى ذكر ما را محو كنى ووحى ما را از ميان ببرى ودورهء ما را دريابى وننگ اين حادثه را از خود بشويى . رأيت غلط است وروزگارت كوتاه وجمعيت تو متلاشى ، روزى كه منادى جار كشد : « ألا لعنة اللَّه على الظالمين » ، حمد از آنِ پروردگار جهانيان است كه براي اوّل ما سعادت را ختم كرد بامغفرت وبراي آخر ما شهادت را نصيب كرد بارحمت واز خدا خواستارم ثواب آنها را كامل كند وآن را فزونى دهد وجانشينى آنها را بر ما نيكو گرداند ؛ زيرا أو مهربان ودوست است ، حسبنا اللَّه ونعم الوكيل . » يزيد در برابر اين نطق مفصل وپر معناى زينب گفت : شيون از زنهاى داغديده پسند است * مرگ چه بر زنهاى نوحهگر آسان است مىگويم : در ضمن نامهاى كه ابن عباس به يزيد نوشت ، مندرج است كه بزرگتر سرزنش اين است كه تو دختران وكودكان رسول خدا را از عراق تا شام به رسم أسيران جلب وغارت كردى وزور خود را بر ما به مردم نشان دادى . تو ما را مقهور كردى وبر آل رسول اللَّه مستولى شدى وبه گمانت خونخواهى كسان كافر ونابكار جنگ بدر خود را كردى وانتقام نهان خود را عيان كردى وكينههايى كه چون آتش در