مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

96

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> امّ كلثوم سلام اللَّه عليها صيحه بركشيد كه : « پناه به خداى عز وجل ودادخواهى به أو مىبريم ، اى به‌جا ماندهء كسى كه أو را به جا نگذاشتند ! اى سلالهء نبي هدى ! اى بقيهء پسر على مرتضى ! » إلى آخر الخبر . مؤيد بر اين مطلب است . 2 در ناسخ التواريخ واسرار الشهادة وبعضي كتب اخبار مسطور است كه : چون حضرت زينب كردار يزيد را با سرمبارك امام حسين عليه السلام وبه قولي سر مبارك آن حضرت را بديد ، دست‌برآورد وگريبان چاك كرد . آن‌گاه با نالهء جانسوز وآهنگى غم‌اندوز ندا بركشيد : « يا حسيناه ! يا حبيب رسول اللَّه ! يا ابن مكّة ومنى ! يا ابن فاطمة الزّهراء ، سيِّدة النِّساء ! يا ابن بنت المصطفى » 2 . از كلمات آن مظلومه هركس در مجلس يزيد بود وخود يزيد بگريستند واز اين كلام مىرسد كه در آن حال يزيد را به آن سر مبارك جسارتى نمىرفت . چه اگر چنان بود ، نمىگريست وأهل مجلسش نيز با وى موافقت نمىكردند ؛ چنان‌كه در ادامهء همين خبر است كه بعد از آن ، يزيد قضيبى بخواست ؛ إلى آخر الخبر . ونيز از منتخب نقل كرده‌اند كه : يزيد از نام ونشان أهل بيت تن به تن بپرسيد . گفتند : « اين يك امّ كلثوم كبرى وآن ديگر امّ كلثوم صغرى واين صفيه واين امّ هانى واين رقيه دختران علي بن أبي طالب هستند واز اين خبر مىرسد كه امّ كلثوم كبرى همان زينب خاتون است . چه اگر جز اين بود ، نام زينب را ياد مىكردند . » وچنان‌كه در كتاب بحر المصائب ومفتاح البكا از پاره‌اى مؤلفات قديم مسطور داشته‌اند ، جماعت أسيران كه در مجلس يزيد بودند ، چهل‌و چهار تن مرد وزن بودند با علي بن الحسين عليهما السلام وچون زينب صغرى وسكينه وزينب كبرى سر مبارك امام حسين عليه السلام را در حضور يزيد بديدند ، ناله وفرياد برآوردند وندا بركشيدند : « وا محمّداه ! وا عليّاه ! » آن‌گاه امّ كلثوم فرمود : « يا يزيد ! أما تستحي وقد تخدّر حريمك في الخدر واشتهرت بنات رسول اللَّه بين النّاس » . « اى يزيد ! آيا شرم نمىكنى كه زن‌هاى خود را از پس پرده بازداشته ودختران رسول خداى را بىپرده در ميان مردمان برآورده‌اى ؟ » واز آن پس ، جناب امّ كلثوم از آن ملعون رخصت طلبيد كه سر مطهر حسين عليه السلام را بگيرد وزيارة كند وآتش دلش را شفا بخشد . چون رخصت يافت ، آن سر مبارك را بگرفت وبگريست وناله چندان بركشيد كه بيهوش افتاد وچون به هوش آمد ، فرمود : « اى يزيد ! لعنت خداى عز وجل بر تو باد ! » يزيد گفت : « اين زن كه با من چنين وچنان سخن كند ، كيست ؟ » گفتند : « امّ كلثوم ، خواهر حسين ، دختر فاطمهء زهراست . » ودر روضة الشهدا مسطور است كه امّ كلثوم سلام اللَّه عليها فرمود : « فإنّي أرجو من اللَّه عزّ وجلّ أن لا تستريح في الدُّنيا يا يزيد كما أوردتنا في التّعب والمصيبة والوصب وأوقعتنا في الشّدائد والنّوائب وهي في التّزايد » . -