مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

55

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - عابس است كه از شعراى معروف بود . در اصابه است كه أمير المؤمنين عليه السّلام ملاقاة فرمودند امرء القيس بن عدي را وفرمود : « من علي بن أبي طالب » پسر عمّ پيغمبر هستم واين‌ها پسران من هستند از دخترپيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلم وما ميل كرديم در مزاوجت با تو . » پس امرء القيس دخترش محياة را تزويج كرد با أمير المؤمنين عليه السّلام واز أو دخترى آورد كه در صغيرى از دنيا رفت ودخترش سلمى را تزويج كرد به حضرت امام حسن . ودخترش رباب را تزويج كرد به حضرت سيّد الشّهدا عليهما السّلام . التّاسعة صهباء بنت عباد بن ربيعة . العاشرة امّ حبيبه بنت ربيعة . در منتهى الآمال است كه از اين زوجات مكرّمات حضرت أمير عليه السّلام چهار نفر بعد از رحلت حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام حيات داشتند : جناب امامه وجناب امّ البنين وجناب ليلى التّميمية وجناب اسما وبقيّه زوجات در حيات حضرت أمير المؤمنين از دنيا رحلت نمودند وبعد از حضرت أمير عليه السّلام اين مخدّرات شوهرى اختيار نكردند حتى نقل شد كه مغيرة بن نوفل وأبو الهيّاج بن أبي سفيان بن حارث خواستار تزويج امامه شدند . آن مخدّره از حضرت أمير المؤمنين حديث كرد كه فرمود : « جايز نيست زنان أنبيا وأوصيا را بعد از ايشان كسى تزويج نمايد . » فصل پنجم در ذكر أولاد أمجاد حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام . بدان كه در عدد أولاد آن بزرگوار اختلاف است واصحّ چنانچه در ارشاد شيخ مفيد است ، آن است كه آن بزرگوار بيست وهشت أولاد داشتند ؛ دوازده پسر وشانزده دختر . اوّل از آن‌ها كه أكبر اولادهاى آن حضرت بود ، حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام بود ودوم حضرت امام حسين عليه السّلام ، سوم حضرت محسن ، چهارم حضرت زينب الكبرى ، پنجم حضرت امّ كلثوم الكبرى ، واين پنج بزرگوار از حضرت صدّيقهء كبرى فاطمهء زهرا عليه السّلام متولد شدند واحوالات امام حسن عليه السّلام در باب چهارم واحوالات حضرت سيّد الشّهدا عليه السّلام در باب پنجم ذكر خواهد شد ؛ إن شاء اللّه . احوالات جناب محسن وحضرت زينب وحضرت امّ كلثوم در باب دوم گفته شد . ششم جناب محمّد الحنفية والده ماجده‌شان خوله بنت جعفر بن قيس الحنفية است ، المكنّى به أبو القاسم واين بزرگوار بعد از حضرت امام حسن وحضرت امام حسين ، أكبر ذكور از أولاد حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام بودند . ودر عمدة الطالب است كه ايشان در ماه ربيع الاوّل سنهء هشتاد ويك از دنيا رحلت فرمود در سنّ شصت وپنج سالگى ، انتهى . بنابراين ولادتشان در سنهء شانزده هجرى بوده وفرموده است : لم يجتمع اسم رسول اللّه وكنيته لأحد غيره ، والده ماجده‌اش خوله است المعروفة بالحنفيّة وجماعت كيسانيه أو را مهدى آخر الزمان مىدانند ومىگويند آن بزرگوار در كوه رضوى غايب شده وبعضي از كيسانيه ، اعتقادشان اين بود كه بعد از امام حسن وامام حسين ، أو خليفه بود ، وابن أبي الحديد از جاحظ نقل مىكند : قال : وأمّا محمّد الحنفيّة فقد أقرّ الصادر والوارد والحاضر والبادي انّه كان واحد دهره ورجل عصره وكان أتمّ النّاس تماما وكمالا انتهى . واز آن بزرگوار در غزوه صفين شجاعت‌هاى نمايانى بروز كرد ودر كشف الغمّه است كه به جناب محمّد گفتند كه : « پدر بزرگوارت تو را به ميدان روانه مىكند وبخل مىكند در فرستادن حسن وحسين را به ميدان جنگ . » فرمود : « هما عيناه وأنا يده والانسان يقي عينيه بيده . » ومرتبه ديگر اين سخن را به وى گفتند فرمود : -