مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
53
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - بر أولاد خود محسوب شدند وكنيزانى را كه صاحبه ولد نبودند ، از ثلث خود آزاد فرمود . القائنى ، الكبريت الأحمر ، / 375 فصل چهارم در ذكر زوجات محترمات حضرت أمير المؤمنين سلام اللّه عليه : بدان كه مسلّم ومعلوم است كه مقدّم از همهء زوجات آن حضرت وأفضل واشرف آنها صدّيقهء طاهره فاطمهء زهرا عليها السّلام مىباشد وحالات اين مخدّره اجمالا در باب دوم گفته شد ودر بحار از خزّاز قمى روايت كرده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلم در حيات خديجهء كبرى زوجهء ديگر اختيار نفرمود ؛ نه حره ونه أمه ، وهمين قسم بود أمير المؤمنين در حيات فاطمهء زهرا عليها السّلام ودر تهذيب از أبى بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده [ است ] كه خداوند حرام فرمود زنها را به أمير المؤمنين عليه السّلام مادامى كه فاطمهء زهرا در حيات بود . أبو بصير عرض كرد : چگونه ؟ فرمود : چون فاطمهء زهرا طاهره بود وحيض نمىديد انتهى . الثّانيه جناب امامه بنت أبى العاص والده مكرّمهاش زينب دختر حضرت رسول صلّى اللّه عليه واله وسلم بود وجناب زينب خواهر ابوينى حضرت زهرا بود ؛ چنانچه جناب خديجهء كبرى خواهر ابوينى هاله مادر أبى العاص بود . پس جناب زينب وأبى العاص دختر خاله وپسر خالهء يكديگر بودند وأمير المؤمنين عليه السّلام اين مخدّره را حسب الوصيّت فاطمهء زهرا عليها السّلام تزويج نمود ودر بحار از كتاب قوت القلوب روايت كرده [ است ] كه أمير المؤمنين عليه السّلام نه شب بعد از وفات صدّيقهء طاهره امامه را تزويج كرد ، ودر اصابهء ابن حجر عسقلانى است كه تزويج امامه سه شب بعد از رحلت حضرت صدّيقهء طاهره بود . وفي الصّحيحين انّ النبيّ كان يصلّي وهو حامل أمامة بنت زينب وأبي العاص بن ربيع انتهى . الثّالثة خولة بنت جعفر بن قيس المشهورة بالحنفيّة وأو از أولاد بكر بن وائل است ودر خلافت أبى بكر اين مخدّره أسير شد ودر تاسع بحار از خرائج روايت كرده كه حاصل بعضي از فقراتش اين است كه جابر بن يزيد جعفى از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت كرده [ است ] كه گفت : وقتي اسراى يمامه را وارد كردند به أبى بكر ، در آنها خوله حنفيّه بود ؛ چون چشم خوله به جمعيّت افتاد رو كرد به قبر مقدّس پيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلم وناله كرد وصدا را به گريه بلند كرد ، وعرض كرد : « السّلام عليك يا رسول اللّه وعلى أهل بيتك من بعدك هؤلاء أمّتك سبونا سبي النّوب والدّيلم ، واللّه ما كان لنا من ذنب إلّا الميل بأهل بيتك » . آنوقت رو كرد به جمعيّت وفرمود : « شما چرا ما را أسير كرديد وحال آنكه ما اقرار داديم به شهادت لا اله الّا اللّه محمّد رسول اللّه ؟ » گفتند : « چون شما زكات نمىدهيد . » فرمود : « بر فرضى كه مردها زكات نمىدهند ما زنها چه تقصير داريم . » از جوابش عاجز شدند . پس طلحه وخالد هر يك جامه انداختند به جانب أو . فرمود : « من برهنه نيستم كه جامه به جانب من انداختيد . » گفتند : « مقصود آن است كه هر كدام زيادتر بدهد ، تو را به أو بدهند . » فرمود : « واللّه كسى مالك من نمىشود وكسى مرا به زوجيّت اختيار نخواهد كرد ، مگر كسىكه خبر بدهد كه من در اوّل ولادتم چه سخن گفتم . » مردم متحيّر شدند وزبانهايشان لآل شد . أبو بكر گفت : « چه شد شما را ؟ » -