مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
99
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - تارك هيچ مرد با منكب أو برابر نيامدى ، وآن ديگر چندان با قوت ونيرومند بود كه هيچ آفريده با أو زورآور نتوانستى گشت . معاوية خواست تا در مملكت خود دو مرد به دست كند كه بر فرستادگان ملك روم غالب باشند . گفتند : « قيس بن سعد بن عباده أنصارى را حاضر كن كه طول قامتش أزين مرد افزون آيد » . در ميان عرب از دو مرد نيرومندتر هيچكس نباشد : يكى ، محمّد بن حنفيّه وآن ديگر عبد اللّه بن زبير بن العوّام ، معاوية گفت : « دوستتر دارم كه اين غلبه با قرشي باشد » . پس بفرمود تا محمّد بن حنفيه وقيس بن سعد بن عباده را حاضر كردند . نخستين معاوية قيس بن سعد را گفت : « طول قامت خود را با اين دو مرد هندسه كن » . قيس بن سعد پيراهن خود را از تن برآورد ورومى را گفت : « درپوش » ! چون بپوشيد ، مبلغى به زمين بكشيد . حاضران أو را شنعت كردند وقيس اين شعر انشاد كرد : أردت لكيما يعلم الناس أنّها * سراويل قيس والأنام شهود وأن لا يقولوا غاب قيس وهذه * سراويل عاديّ نمته ثمود وإنّي من القوم اليمانين سيد * وما النّاس إلّا سيّد ومسود وبذ جميع الخلق أصلي ومنصبي * وجسم به أعلو الرجال مديد « وكان في الإسلام عشرة ، طول كلّ واحد عشرة أشبار » ؛ يعنى : در ميان عرب ده تن بودند كه به طول قامت معجب مىنمودند وهريك را ده به دست ( 5 ) طول قامت بود ، كه موافق ذرع اين زمان دو ذرع ونيم مىشود . نخست قيس بن سعد بن عباده ، دوم عبادة بن الصامت ، سيّم سعد بن معاذ ، چهارم جرير بن عبد اللّه البجلي ، پنجم عديّ بن حاتم الطائي ، ششم عمرو بن معدى كرب الزبيدي ، هفتم أشعث بن قيس الكندي ، هشتم لبيد بن ربيعه ، نهم عامر بن الطفيل ، دهم عبّاس بن عبد المطّلب عمّ رسول خداي يقال « يقبّل المرأة وهي في هودجها » ؛ يعنى : عباس روى زن را بوسه مىزد ؛ در حالتي كه آن زن در ميان هودج خود بر فراز شتر بود . آنگاه با محمّد گفت كه با اين رومى مغالبه بايد كرد . محمّد فرمود : « اگر خواهد بنشيند تا من أو را به قوّت برخيزانم ، واگر خواهد من بنشينم تا أو مرا برخيزاند » . چون بنشست ، محمّد دست أو را بگرفت وبىزحمتى أو را برپاى داشت . آنگاه محمّد بنشست ورومى چندانكه قوّت كرد ، أو را جنبش نتوانست داد . پس ، محمّد دست أو را بگرفت وفروكشانيد وبنشانيد . ومن بنده ، شجاعت ومبارزت محمّد را در جنگ جمل وصفين به شرح نگاشتم وإن شاء اللّه قصههاى أو را به عبد اللّه بن زبير ومكاتبه أو را با حجّاج بن يوسف در جاى خود خواهيم نوشت . پسر چهارم أمير المؤمنين عليه السّلام ، عباس الأكبر عليه السّلام است [ . . . ] وأو أكبر أولاد أم البنين است [ . . . ] وكنيت أو أبو الفضل است . چندان جمال زيبا ودلارا داشت كه عرب ماه بنى هاشمش همى گفتند وچنان جسيم وبلند بالا بود كه چون بر پشت أسب سوار شدى وپاى از ركاب بيرون كردى ، هردو قدم مباركش بر زمين كشيدى ، ودر يوم الطف صاحب لواى امام حسين عليه السّلام بود ، وأو را سقّا مىناميدند ، وأبو قربه مىخواندند . -