مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

478

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - پس أهل بيت به جمله به وداع بيامدند ونالهء الوداع والفراق برآوردند . جناب زينب مىفرمود : أخي ودّع يتامى قد اوهنوا * وقد أضحوا بأسر الأدعياء أخي هل بعد بعدك لي محام * لقد أخذ الزّمان بكم حماء أخي أصبحت رهن الطّفّ شلوا * عليك الدّهر مشقوق الرّداء يعزّ على أبينا أن يرانا * بأرض الطّفّ نسبى كالإماء وزين العابدين تراه يكبو * بقيد وهو في حرّ البلاء أخي هذي سكينة من خباها * تحرّر بامتحان وابتلاء معلوم باد كه اين كلمات وتكرار لفظ أخي ، خواه به لسان مبارك آن مخدره يا زبان حال باشد ، به جهت كثرت مودّت ومحبت است ؛ چنان‌كه در پاره‌اى اشعار ديگر نيز كه به آن مخدّره نسبت داده‌اند ، مكرر مذكور مىباشد ؛ بلكه محبت حضرت زينب وسيد الشهداء ( سلام اللّه عليها ) به مقام ديگر وسير معنوي ديگر اتّصال يافته بود واز اين بود كه به اين خطابه عرض مىكرد : ما توهّمت يا شقيق فؤادي * كان هذا مقدّرا مكتوبا ( 1 ) در كتاب مفتاح البكاء از مصائب المعصومين ، از فاطمه صغرى مسطور است كه فرمود : « عمّه‌ام أم كلثوم به كنار نهر فرات برفت تا برادرش عباس ( سلام اللّه عليه ) را وداع گويد وآن بدن مبارك را در آن بيابان با هر دو دست وهردو وريد بريده وآغشته به خون افتاده ديد . سخت بگريست . آن‌گاه با آن حضرت وداع‌گفت وبه ديگر زنان ملحق شد . » وهم در بحر المصائب مسطور است كه : جناب أم كلثوم فرمودند : چون أهل بيت طاهره به قتلگاه رسيدند وهريك به بدن چاك شهيدى پيوسته وزارى كردند وهريك با حبيب ودانشور خود به راز ونيازى بودند . از آن جمله خواهرم زينب با هزار زبان با امام حسين عليه السّلام بيان حال مىكرد . در آن حال ، امام زين العابدين را با حالت زار وچشم اشگبار ورنگ‌پريده وقد خميده بر فراز شتر نشسته وهردو پاى مباركش را در زير شكم شتر بسته ديدم كه هرچه مىخواهد خود را بر نعش پدر رساند ، امكان ندارد واز كثرت ملالت مشرف به هلاكت است ، از بيم بىپناهى به خواهرم زينب آگاهى دادم . چون جناب زينب آن حال را بديد ، از آن بدن مبارك دست بازداشت وبه آن حضرت شتافته عرض كرد : « اى فروغ ديده ! همانا تو حجت خدا ومشعل طريق هدى ومحرم حريم كبريا وباعث بقاى دنيا وما فيها وسبب آسايش اين اسيرانى . از چه بردبارى نفرمايى ؟ » فرمود : « اى عمه ! مگر ديدن اين أبدان وأجساد طاهره كه به اين حال افتاده‌اند ، سهل است ؟ خصوصا جسد مبارك حجّت خدا وگوشوارهء عرش كبريا ومشاهده ذلت اين زنان ودختران كه ناموس خداوند جهانند ، مگر آسان است ؟ » جناب زينب با آن زبان كه داشت ، آن حضرت را تسليت داد ، وبه زيارة پدرش مشرّف ساخت . ( 1 ) . گمان نمىكردم اى پارهء دلم كه اين حال ومصيبت مقدر ومكتوب باشد . سپهر ، ناسخ التّواريخ حضرت زينب كبرى عليها السّلام ، 1 / 244 - 245