مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

442

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

الفضل » الظّاهريّة شبيهة بالمنزلة المعنويّة الآخرويّة ، فكان كما شاءا وأحبّا . « 1 »

--> ( 1 ) - سپس عبّاس به سوى برادرش ( سلام اللّه عليهما ) بازگشت وامر را به اطّلاع حضرت رساند . در آن هنگام ، صداى أطفال را شنيد كه فرياد « وا عطشا » بلند مىداشتند . بار ديگر غيرت هاشمي أبو الفضل عليه السّلام به وى مجال درنگ نداد ومشك را برگرفت وسوار بر أسب شد وعازم فرات گشت . از آن سپاه انبوه هيچ بيمى به دل راه نداد . شيرزادهء على مرتضى عليه السّلام جمع محافظان آب را از هم گسست وقدم به شريعه نهاد ، وهمين‌كه سردى آب را حسّ نمود ، عطش امام حسين عليه السّلام را در نظر آورد ؛ بر خود واجب ديد كه آب را از كف بنهد ؛ زيرا عطش ، امام عليه السّلام وهمراهانش را سخت در تنگنا قرار داده بود . از اين‌رو ، مشك را پر از آب نمود وسعى كرد هرچه زودتر ، آن را به لبان تشنهء أطفال جگرسوخته برساند وجان امام را ، ولو در اندك لحظه‌اى از خطر مرگ پاس بدارد . در حالي كه مىسرود : يا نفس من بعد الحسين هوني * وبعده لا كنت أن تكوني هذا الحسين وارد المنون * وتشربين بارد المعين تاللّه ما هذا فعال ديني اى نفس ! بعد از حسين خوار باشى ، وهرگز نخواهم كه پس از أو زنده بمانى . اين حسين است كه دل از حيات شسته ، وتو آب سرد وگوارا مىنوشى ! به خدا قسم اين شيوهء دين من نيست . امّا دشمن كه چنين ديد ، بر أو هجوم برد وراه را بر أو بست ؛ امّا وى به آنان اهميّتى نداد وبا ضربات شمشير ، آنان را از مسير خود به دور ساخت وچنين زمزمه كرد : لا أرهب الموت إذا الموت زقا * حتّى أوارى في المصاليت لقى إنّي أنا العبّاس أغدو بالسّقا * ولا أهاب الموت يوم الملتقى من از مرگ آن هنگام كه صلا بردارد ، بيمى ندارم ؛ تا اين‌كه پيكر من نيز در ميان دليرمردان به خاك افتد . منم عبّاس كه كارم سيراب‌سازى تشنگان است ، واز مرگ در هنگام مصاف با دشمن ترسى ندارم . در آن ميان ، يزيد بن رقاد جهنى به كمك حكيم بن طفيل سنبسى در كمين أبا الفضل عليه السّلام نشست وناگاه حمله نمود ودست راست حضرتش را قطع نمود . أبا الفضل عليه السّلام شمشير به دست چپ داد وبا دشمن به نبرد پرداخت وفرمود : واللّه إن قطعتم يميني * إنّي أحامي أبدا عن ديني وعن إمام صادق اليقين * نجل النّبيّ الطّاهر الأمين به خدا قسم اگر دست راستم را قطع نموديد ، باز از پاى نمىنشينم واز دينم دفاع مىكنم ، ونيز از امامي كه براستى به يقين رسيده است ، واز نوهء پيامبر پاك امين صلّى اللّه عليه واله حمايت خواهم كرد . در اين‌جا بار ديگر دشمن حيله انديشيد وحكيم بن طفيل در پشت نخلهء خرمايى به كمين نشست وناگاه از جا جهيد ودست چپ أبا الفضل عليه السّلام را هم قطع ساخت ؛ كه در اين هنگام ، عبّاس عليه السّلام پرچم را به سينه چسبانيد . افراد دشمن كه به اين ترتيب از صولت وسطوت قمر بني هاشم عليه السّلام أيمن شده بودند ، بر أو -