مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

434

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - ( 11 ) . دايره كردار : مانند دايره . ( 12 ) . شرى ( بر وزن رسا ) : كوهى است در تهامه كه درندگان بسيار دارد . ( 13 ) . تشجيع : وأدار كردن ، قوت دل دادن . ( 14 ) . سوگند به خدا ! اگر دست راستم را بريديد ( سستى نمىورزم بلكه ) هميشه از دين وپيشوايم كه فرزند پيغمبر پاك وموحد وآورندهء دين است ، حمايت مىكنم . ( 15 ) . اى نفس ( با آن‌كه دست ندارى ) مبادا از بىدينان بترسى . تو را به رحمت خدا وپيغمبر برگزيده وتمام سادات وپاكان ( كه ملاقاة نزديك شده ) ، مژده باد ، پروردگارا ! از روى ستم دست چپم بريدند . آنها را به آتش دوزخ درانداز . ( 16 ) . با اين جنايت رانده ورسوا شديد وبزودى به آتش فروزان دوزخ مىافتيد . ( 17 ) . بينونت : جدايى واختلاف . ( 18 ) . روى ( بر وزن شريف ) : حرف آخر شعر كه در اين‌جا ( دال ) مىباشد . ومقصود از اختلاف حركت اين است كه : حرف دال در آن‌جا مفتوح ودرى اين‌جا مكسور است . ( 19 ) . سزاوارتر كسى كه بايد براي أو گريه شود ، جوانى است كه در كربلا حسين را به گريه درآورد . ( 20 ) . برادر حسين وپسر پدرش على ( يعنى ) أبو الفضل كه به خونها آغشته گشت . ( 21 ) . وكسى كه حسين را نيكو يارى كرد وهيچ ترسى أو را از تصميمش برنگردانيد ، وبا وجود تشنگى براي آب آوردن حسين جانبازى نمود . سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهدا عليه السّلام ، 2 / 343 - 347 حكم بن الطفيل أو را شهيد كرد . سپهر ، ناسخ التّواريخ أمير المؤمنين عليه السّلام ، 5 / 209 شيخ مفيد در ارشاد وشيخ طبرسى در إعلام الورى گفته‌اند : لشكر بر حسين حمله كردند وقشونش را از هم پاشيدند وتشنگى بر أو چيره شد . حضرت سوار شد وبه سوى فرات رفت وبرادرش عبّاس جلو أو بود . لشكر ابن سعد راه أو را گرفتند ومردى از بنى دارم به آنها فرياد زد : « واي بر شما ! فرات را بر أو ببنديد ونگذاريد سر آب رود . » حسين فرمود : « بارخدايا ! أو را تشنه كن . » أو در خشم شد . تيرى به چانهء آن حضرت زد . حضرت تير را بيرون آورد ودست زير چانه خود گرفت وپر از خون شد وگفت : « بارخدايا ! من به تو شكايت كنم از آنچه با پسر دختر رسول تو عمل مىشود . » سپس با لب تشنه به جاى خود برگشت ؛ ولى لشكر گرد أبا الفضل را گرفتند وأو را از آن حضرت جدا كردند وأبا الفضل تنها جنگيد تا به شهادت رسيد وزيد بن ورقاء حنفي وحكيم بن طفيل طائى پس از آن‌كه زخم فراوان برداشت وتوان جنبش نداشت ، متصدى قتل أو گرديدند . سيد رحمه اللّه هم قريب همين مضمون را نقل كرده است . حسن بن علي طبري گفته است : « تيرى كه آن ملعون به حسين انداخت ، بر پيشانى حضرت نشست وعبّاس آن را بيرون آورد ؛ ولى روايت گذشته اشهر است . كمره‌اى ، ترجمه نفس المهموم ، / 151 - 152 ابن شهرآشوب در مناقب گويد : عباس سقا قمر بني هاشم وپرچمدار حسين وبزرگترين برادرهاى -