مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
407
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
المفيد ، الإرشاد ، 2 / 113 - 114 - عنه : البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 321 - 322 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 329 - 330 ؛ الأمين ، أعيان الشّيعة ، 7 / 430 ؛ المازندراني ، معالي السّبطين ، 1 / 435 ؛ مثله القزويني ، تظلّم الزّهراء ، / 198 قتله حكيم بن الطّفيل . المفيد ، الإختصاص ، / 82 ؛ مثله الطّوسي « 1 » ، الرّجال ، / 76 ؛ العلّامة الحلّي ، خلاصة الأقوال ، / 118 ؛ الأردبيلي ، جامع الرّواة ، 1 / 433 ؛ التّفرشي ، نقد الرّجال ، / 179 ؛ أبو علي الحائري ، منتهى المقال ، / 169 وحملت الجماعة على الحسين عليه السّلام ، فغلبوه على عسكره واشتدّ به العطش ، فركب المسنّاة يريد الفرات وبين يده أخوه العبّاس ، فاعترضه خيل ابن سعد وفيهم رجل من بني دارم ، فقال لهم : ويلكم حولوا بينه وبين ماء الفرات ، ولا تمكّنوه من الماء . فقال الحسين عليه السّلام : اللّهمّ أظمئه ، فغضب الدّارميّ ، فرماه بسهم ، فأثبته في حنكه ، فانتزع
--> - ودر اين حال ، لشگر بر حسين عليه السّلام حمله كرد وهمراهان أو را از پاى درآوردند . تشنگى بر آن حضرت سخت شد ، پس آن جناب بر شتر مسناة ( 1 ) سوار شد وبه سوى فرات به راه افتاد وبرادرش عباس نيز همراه أو بود . پس سوارگان لشگر پسر سعد لعنه اللّه سر راه بر أو گرفتند ومردى از بنى دارم در ميان ايشان بود ، پس به لشگر گفت : « واي بر شما ! ميانهء أو وفرات حائل شويد ونگذاريد به آب دسترسى پيدا كند . » حسين عليه السّلام فرمود : « بار خدايا ! اين مرد را به تشنگى دچار كن ! » آن مرد دارمى ناپاك خشمگين شد وتيرى به جانب آن حضرت پرتاب كرد . آن تير در زير چانهء آن حضرت فرورفت . حسين عليه السّلام آن تير را بيرون كشيد ودست زير چانه گرفت . پس دو مشت آن جناب پر از خون شد . خونها را به هوا ريخت . سپس فرمود : « بار خدايا ! من به تو شكايت برم از آنچه اين مردم دربارهء پسر دختر پيغمبرت رفتار كنند . » آنگاه به جاى خويش بازگشت وتشنگى سخت بر أو غلبه كرده بود . از آنسو لشگر كه دور عبّاس عليه السّلام را گرفته بودند ، به أو حملهور شدند وآن جناب به تنهايى با ايشان جنگ كرد تا كشته شد . رحمة اللّه عليه وعهدهدار كشتن آن جناب زيد بن ورقاء حنفي وحكيم بن طفيل سنبسى بودند واين پس از آن بود كه زخمهاى سنگينى برداشته بود ونيروى جنبش نداشت . رسولي محلّاتى ، ترجمهء ارشاد ، 2 / 113 - 114 ( 1 ) . [ مسناة : آن برآمدگى را گويند كه بين نهر وزمين زراعى فاصله بياندازد پس ترجمه صحيح اين است : بر فراز حاشيهء بلند رود قرار گرفت ] . ( 1 ) - [ حكاه جامع الرّواة عن الطّوسي ] .