مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
389
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
المقرّم ، مقتل الحسين عليه السّلام ، / 333 - 334 قال أرباب التاريخ والسّير : ولمّا رأى العبّاس بن عليّ عليهما السّلام كثرة القتلى في أهل بيته ، دعا إخوته الثّلاثة الّذين هم من ( أمّ البنين الكلابيّة ) وهم : عبد اللّه وعثمان وجعفر ، وكان
--> - امر خير وصلاح ، در برابر حق برادرى آنان بر حضرتش است . در اينجا ، مانع ديگرى از ارثبرى أبو الفضل عليه السّلام - حتّى اگر معتقد به وفات امّ البنين عليها السّلام در آن هنگام شويم - وجود دارد ، كه در صورتي كه عبّاس عليه السّلام هم شهيد مىشد ، فرزندانش نمىتوانستند از آن ميراث بهرهاى ببرند . وآن مانع ، وجود ديگر فرزندان پدرى أبو الفضل عليه السّلام ، همچون عمر اطرف ، عبيد اللّه نهشليه ، حضرت سيّد الشّهدا عليه السّلام ، زينب كبرى ، امّ كلثوم ، رقيّه وديگر أولاد أمير المؤمنين عليه السّلام بودند كه در قيد حيات به سر مىبردند . با وجود آنان ، ارث تنها مختصّ عباس عليه السّلام نمىشد ؛ حال آنكه تاريخ شهادت مىدهد كه أم البنين در آن هنگام زنده بود وبعد از ورود موكب خاندان عصمت به مدينه ، در مصيبت چهار پسر گرانقدرش به سوگ نشست وبر ايشان مرثيه سرود . البتة گمان من اين است كه سخنان بىاساس طبري وهمقطاران أو از آن رو است كه در كلام حضرت عباس كه فرمود : « زيرا شما فرزندانى نداريد . » هيچ تفكر ودقت نكرده ومقصود از آن را استفاده از ميراث برادرانش تصور كرده است وبا اين عدم تعمق وخودرأيى روى تاريخ را سياه كردهاند . در حالي كه مقصود قمر بني هاشم آن بود كه شما فرزندانى نداريد كه نگران آنها باشيد وشما را از شهادت در راه خدا ورسيدن به سعادت جاودانه بازدارند . از طرفي ، سرور ما شيخ عبد الحسين حلّى در « النقد النزيه » جلد 1 ، صفحه 99 احتمال داده است كه « أرثكم » يعنى : « از شما ارث برم » ؛ با « أرزء بكم » يعنى : « به مصيبت شما دچار شوم » ، اشتباه شده باشد ؛ واين سخن بعيد نيست . احتمال نزديكتر ، سخن شيخ آقا بزرگ تهرانى ، مؤلّف مجموعهء ارزشمند « الذّريعة إلى تصانيف الشّيعة » است كه أرثكم را اشتباه شده با ارثيكم يعنى : « به سوگ ومرثيه شما بنشينم » ، مىداند . در اين صورت ، مقصود أبو الفضل عليه السّلام أولا ارشاد آنان به راه حقّ ، ثانيا بسيج آن مجاهدان به جبههء نبرد وثالثا به سوگ نشستن دربارهء آنان - كه عملي محبوب خداوند است - مىتواند باشد . شبيه به اين سخن سردار كربلا ( سلام اللّه عليه ) ، كلام عابس بن أبي شبيب شاكرى است كه به شوذب ، همپيمان شاكر گفت : « اى شوذب چه در دل دارى ؟ » گفت : « آنكه با تو در ركاب فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه واله بجنگم تا كشته شوم . » عابس گفت : « من همچنين گمانى به تو داشتم . پس در مقابل أبا عبد اللّه به پيكار پرداز تا در مصيبت تو از خداوند اجر طلبم ؛ چنانكه در مصيبت ساير أصحاب حضرتش براي خودم اجر مىطلبم ؛ واگر كسى نزديكتر از تو به من بود ، دوست داشتم در برابرم به خون خود درغلتد تا در مصيبتش به پاداش الهى نائل آيم ؛ زيرا امروز روزى است كه هر مقدار كه مىتوانيم بايد اجر وپاداش به دست آوريم ؛ كه بعد از اين دنيا ديگر عملي در كار نيست وحساب در پيش خواهد بود . » پاكپرور ، ترجمهء العبّاس ، / 218 - 223