مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
228
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - منوّر برادر خود ، امام حسن عليه السّلام رفته ، به مراسم وداع قيام نمود وصبح به خانهء مقدّسه برگشت كه روانه شود . در آن وقت ، محمد ابن حنفيّه به خدمت آن حضرت آمد وگفت : « اى برادر گرامى ! تو عزيزترين خلقي نزد من ، وتو را از همه كس دوستتر مىدارم وبر من لازم است كه آنچه خير تو را در آن دانم ، به عرض رسانم . چون نكنم ؟ وحال آنكه تو برادر بزرگوار منى وبه منزلهء جان ودل وديدهء منى وبزرگ أهل بيت وامام وپيشواى منى وأطاعت تو بر من واجب است وحق تعالى تو را بر من شرافت وفضيلت داده است وتو را بهترين جوانان بهشت گردانيده است ومن صلاح تو را در آن مىدانم كه از بيعت يزيد كنارهجويى واز شهرها دورى گزينى وبه باديهاى ملحق شوى ورسولان به سوى مردم بفرستى ومردم را به سوى بيعت خود دعوت نمايى . اگر بر سر تو جمع شوند وبيعت تو را اختيار نمايند ، آنچه مكنون خاطر طريق حقايق مظاهر توست ، به عمل آورى واگر أطاعت تو نكنند ، مالك اختيار خود باشى ومىترسم كه داخل يكى از بلاد شوى وأهل آن بلاد مختلف شوند ؛ گروهى با تو باشند وگروهى مخالفت نمايند وكار به جدال وقتال منتهى شود وجان شريف تو وأهل بيت تو كه اشرف جانهاست ، در معرض تلف درآورند » . حضرت فرمود : « اى برادر ! پس در كجا توقّف نمايم ؟ » گفت : « برو به مكة واگر توانى در آنجا قرار گير واگر أهل مكة با تو شيوهء بىوفايى مسلوك دارند ، متوجه بلاد يمن شو كه أهل آن بلاد ، شيعيان پدر وجدّ تواند ودلهاى رحيم وعزمهاى صميم دارند وبلاد ايشان گشاده است ؛ واگر در آنجا نيز كار تو استقامت نيابد ، متوجه كوهها وبيابانها شو ومنتظر فرصت باش تا حق تعالى ميان تو واين فاسقان به حق حكم كند » . حضرت فرمود : « اى برادر ! اگر هيچ ملجائى وپناهى نيابم ، با يزيد بيعت نخواهم كرد » . پس حضرت محمد ابن الحنفيّه سخن را قطع وبسيار گريست وآن امام مظلوم نيز گريست . پس فرمود : « اى برادر ! خدا خير دهد . نصيحت كردى وخيرخواهى نمودى . اكنون عازم مكهء معظّمه گرديدهام ومهيّاى اين سفر شدهام وبرادر وفرزندان برادران وشيعيان خود را با خود مىبرم واگر تو خواهى در مدينه باش واز جانب من جاسوسى باش بر ايشان وآنچه سانح شود ، به من بنويس » . مجلسي ، جلاء العيون ، / 597 - 598 اين وقت حسين عليه السّلام سفر مكة را تصميم عزم داد واز براي خواهران ودختران محملها پرداخت وقاسم بن حسن را فرمان داد تا ملازم ركاب باشد وبيست ويك تن از أصحاب وأهل بيت را بفرمود تا كوچ دهند . از اين جمله ، أبو بكر بن علي ومحمد بن علي وعثمان بن علي وعباس بن علي وعبد اللّه بن مسلم بن عقيل وعلي بن الحسين الأكبر وعلي بن الحسين الأصغر عليهم السّلام بودند . سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهداء عليه السّلام ، 2 / 14