مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

160

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

الأمين ، أعيان الشّيعة ، 8 / 389

--> - اثبات اين موضوع در اين مختصر نگنجد . بنابراين ، علم وآگاهى عقيل وديگران با علم وشناخت حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام به أحوال قبائل وشجاعان ودلاوران عرب ، قابل مقايسه نيست تا مقام مقدّس ولايت نيازمند نظر عقيل باشد . آيا كسى كه نر ومادهء مورچگان را مىشناسد ، به قبايل عرب آگاهى ندارد ؟ أبو ذر غفارى نقل مىكند : من وأمير المؤمنين عليه السّلام به بيابانى وارد شديم كه مورچهء بسيارى داشت . من گفتم : « منزّه است خدايى كه تعداد اين مورچگان را مىداند » . حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : « اين‌چنين نگو بلكه بگو : سبحان اللّه باريه ؛ فو اللّه إنّي لاحصيه وأعرف الذّكر منه والأنثى . ( 4 ) منزه است خدايى كه خالق اين مورچگان مىباشد ؛ چه آن‌كه به خدا قسم من تعداد اين‌ها را مىدانم ونر ومادهء آنان را مىشناسم » . همچنين حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : « إنّ شيعتنا من طينة مخزونة قبل أن يخلق آدم ، لا يشذّ منها شاذ ، ولا يدخل فيها داخل ، وإنّي لأعرفهم حينما أنظر إليهم ، وأعرف عدوّي من صديقي ، وإنّهم لمكتوبون عندنا بأسمائهم وأسماء آبائهم وعشائرهم وأنسابهم » . شيعيان ما از طينت وسرشت ويژه‌اى قبل از خلقت آدم خلق شده‌اند واز جمع آن‌ها نه چيزى كم ونه به آن‌ها چيزى اضافه مىشود ، ومن آن‌گاه كه به آنان نظر مىافكنم ، همه را مىشناسم ونيز دوست ودشمنم را مىشناسم وأسامي آنان وپدران وعشاير ونژادشان در نزد ما نوشته وموجود است . بنابراين ، كسى كه چنين علمي دارد نيازى به اين‌كه عقيل قبيله‌هاى عرب را به وى بشناساند ، ندارد . نهايت اين‌كه فرمايش حضرت ( سلام اللّه عليه ) به عقيل به جهت اين است كه أمور جريان عادى خود را طي كند ؛ وچه بسا در افعال واعمال ذوات مقدّسهء ائمّه هدى ( سلام اللّه عليهم ) مصالح وحكمتهايى وجود دارد كه ما پاره‌اى از آن‌ها را درك مىكنيم وپاره‌اى ديگر بر ما پوشيده است ونزد خود آنان مىباشد . ( 1 ) . كتاب كافى كلينى . ( 2 ) . كتاب مقنعهء شيخ مفيد ص 79 ، المجازات النّبويّة ص 61 ، چاپ مصر . ( 3 ) . نكت الهميان ، ص 200 . ( 4 ) . مدينة المعاجز ، ص 115 . پاك‌پرور ، ترجمهء العبّاس ، / 33 - 35 گروهى از مورخين برآنند كه أمير المؤمنين عليه السّلام با امّ البنين دختر حزام عامريه ، بعد از وفات حضرت زهرا ( سلام اللّه عليها ) ازدواج نمود . دسته‌اى ديگر مىگويند كه اين امر بعد از ازدواج حضرتش با أمامه بوده است . اما مسلم است كه اين ازدواج بعد از وفات صديقهء كبرى ( سلام اللّه عليها ) مىباشد ؛ زيرا تا فاطمه عليها السّلام زنده بود ، خداوند بر أمير المؤمنين عليه السّلام ديگر زنان را حرام نموده بود . امّ البنين داراى چهار پسر شد به نامهاى عبّاس ، عبد اللّه ، جعفر وعثمان ؛ كه سرور همهء آنان عباس عليه السّلام مىباشد . اين بانوى بزرگوار بعد از أمير المؤمنين عليه السّلام نيز مدتي طولانى زنده بود وبا كسى هم ازدواج نكرد . پاك‌پرور ، ترجمهء العبّاس ، / 157