مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
769
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> « اينچيزىاست كه سايببنمالك اشعرى ، يزيدبنانساسدى ، احمربن شميط احمسى ومالكبن عمرو نهدى - همهء نامهايشان را بنوشت - بر آن شهادت دادهاند . شهادت دادهاند كه محمد بن على به إبراهيم بن اشتر نوشته ودستور داده كه در نبرد منحرفان وخونخواهى أهل بيت از مختار پشتيبانى واورا يارى كند ونيز شراحيلبن عبد ، أبو عامر شعبى فقيه ، عبداللَّهبن عبد الرحمان نخعى وعامر بن شراحيل شعبى دربارهء شهادت اين شاهدان شهادت دادهاند . » گفتم : « خدايت قرين رحمت بدارد ، با اين چه مىكنى ؟ » گفت : « بگذار باشد . » گويد : پس از آن إبراهيم عشيره ، برادران وپيروان خويش را دعوت كرد ورفت وآمد به نزد مختار آغاز كرد . يحيىبن ابىعيسى ازدى گويد : حميد بن مسلم ازدى دوست إبراهيم بن اشتر بود كه پيش وى رفت وآمد داشت واورا با خود به نزد مختار مىبرد . چنان بود كه إبراهيم هر شامگاه پيش مختار مىرفت وپيش وى مىماند تا ستارگان رو بهزوال مىرفت ، آنگاه مىرفت . بدينسان ببودند وتدبير كارهاى خويش مىكردند تا رأيشان بر اينقرار گرفت كه شب پنجشنبه چهاردهم ربيعالاول سال شصت وششم ، قيام كنند . پيروان وهمدلانشان بر اين قرار بودند وچون هنگام غروب شد ، ابراهيمبن اشتر بهپا خاست واذان گفت . آنگاه پيش ايستاد وبا ما نماز مغرب بكرد . آنگاه پس از مغرب كه هنوز هوا گرگ وميش 3 بود ، با ما روان شد وآهنگ مختار داشت كه برفتيم وهمه مسلح بوديم . گويد : اياسبن مضارب پيش عبداللَّهبن مطيع رفته بود وگفته بود كه مختار همين دو روزه برضد تو قيام مىكند . گويد : پس اياس با نگهبانان برون شد وپسر خويش ، راشد ، را سوى بازار فرستاد كه با نگهبانان أطراف بازار مىگشت . پس از آن اياس پيش ابنمطيع رفت وگفت : « پسرم را سوى بازار فرستادهام ، بهتر است كه به هر يك از ميدانهاى بزرگ كوفه يكى از ياران خويش را با گروهى از مردم مطيع روانه كنى تا بددل از قيام برضد تو بترسد . » گويد : ابنمطيع ، عبدالرحمانبن سعيد بن قيس را سوى ميدان سبيع فرستاد وگفت : « به كار قوم خويش پرداز كه از جانب آنها خطرى نباشد وكار ميدانى را كه سوى آن مىروى ، سامان بده كه حادثهاى آنجا رخ ندهد تا تورا به عجز وسستى منسوب ندارم . » كعببن ابىكعب خثعمى را نيز به ميدان بشر فرستاد ، زحر بن قيس را به ميدان كنده فرستاد ، شمربن ذىالجوشن را به ميدان سالم فرستاد ، عبدالرحمانبن مخنف بن سليم را به ميدان صايديين فرستاد ، ابوحوشب ويزيد بن حارثبن رويم را به ميدان مراد فرستاد وبه هر يك از آنها سفارش كرد كه به كار قوم خويش پردازند كه از طرف آنها خطرى نباشد وطرفي را كه سوى آن