مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
744
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
وكان من عجائب المختار أنّه كتب إلى إبراهيم بن مالك الأشتر يسأله الخروج إلى الطّلب بدم الحسين بن عليّ رضي اللَّه عنهما ، فأبى عليه إبراهيم إلّاأن يستأذن محمّد بن عليّ بن أبي طالب ، فكتب إليه يستأذنه ، فعلم محمّد أنّ المختار لا عقد له . فكتب محمّد إلى إبراهيم بن الأشتر أنّه ما يسوءني أن يأخذ اللَّه بحقِّنا على يدي من يشاء من خلقه . المبرّد ، الكامل ، 2 / 196
--> آيا خودت محمد بن حنفيه را ديدى كه اين نامه را بنويسد ؟ » گفت : « به خدا سوگند من هنگام نوشتن اين نامه پيش أو نبودم ، ولى مختار كه درنظر ما مورد اعتماد است ، نشانههايى از محمد بن حنفيه آورده است كه اورا تصديق كردهايم . » شعبى مىگويد : در اين هنگام دانستم كه مختار دروغ مىگويد وفريب مىدهد . از كوفه بيرون آمدم ، به حجاز رفتم ودر هيچ يك از آن حوادث شركت نكردم . گويند ، سالار شرطه عبداللَّهبنمطيع در كوفه ، اياسبننضار عجلى بود وهرگاه إبراهيم براي رفتن به خانهء مختار سوار مىشد ، راهش از در خانه أو بود . اياس به إبراهيم پيام فرستاد : « آمد وشد تو از اين راه بسيار شده است ، دست از اين كار بردار . » إبراهيم به مختار گفت : « اياس چنين پيامى داده است . » مختار گفت : « از آن راه ميا وراه ديگرى را انتخاب كن . » إبراهيم چنان كرد . به اياس خبر رسيد كه إبراهيم از هر روز رفتن پيش مختار دست برنداشته است وبه أو پيام داد كه رفتار تو موجب شك وبدگمانى من است ، نبايد ببينم كه سوار مىشوى واز خانه خود بيرون مىآيى كه در آن صورت گردنت را خواهم زد . إبراهيم اين موضوع را به مختار گفت واز أو دربارهء كشتن اياس اجازه گرفت ومختار اجازه داد . إبراهيم با گروهى از افراد خانواده واطرافيان خود سوار شد وراه خود را از محل شرطهخانه قرار داد . اياس به أو گفت : « اى پسر اشتر ! مگر به تو فرمان نداده بودم كه از خانهات بيرون نيايى ؟ » إبراهيم به أو گفت : « تا آنجا كه مىدانم تو أحمق نبودى . » اياس به پاسبانان خود گفت : « اورا از أسب پايين بكشيد . » إبراهيم شمشير كشيد ، بر اياس حمله برد ، اورا كشت وبر پاسبانان حمله كرد كه كنار رفتند وإبراهيم راه خود را پيش گرفت . 1 . عامر بن شراحيل معروف به شعبى ، منسوب به شعب كه خاندانى از قبيلهء همدان است . متولد 19 ودر گذشته 103 هجرت ، وابسته ونديم عبد الملك مروان واز سرسپردگان بنىمروان است - ر ك ، زركلى . الاعلام - ، ج 4 ص 18 . ( م ) . دامغانى ، ترجمهء اخبار الطوال ، 2 / 333 - 335