مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
602
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> وهمچنين آن لشگر بىپايان در آنهنگام كه هنوز مروان را سلطنت وابهتى كامل به دست نبود ، از كجا بود تا چنان مقدار كثير در دست آن مردم قليل كه از رسوم حرب بىخبر بودند كشته شوند ؟ اگر سليمان ويارانش را آن مقدار زخمكارى نمودار شد ، زندگانى كجا توانستند ؟ بلكه اگر آن جراحت بر بيست تن وسىتن مىرسيد ، روى حيات نمىديدند . اگر جسر را بريدند واز فرات عبور كردند ، ديگر باره چگونه باز در همان شب باز شدند ؟ اگر عبيداللَّه با آن سپاه گران تا آن مكان بيامد ، با كدام آب ، آذوقه وعلوفه توانست چندان درنگ نمايد تا از مروان خبر باز آيد ؟ اگر سليمان را به سبب آن آب جراحات بدن را التيام افتاد ونيروى مراجعت ومقاتلت يافت ، آن بيست وهفت تن را كه دچار آن جراحات وتعبات بودند ونيروى سخن كردن وحركت نمودن نداشتند ، چگونه قدرت معاودت وآن چند مقاتلت مىرفت ؟ ونيز صاحب قرة العين را كه از أبو مخنف ناقل است اين اختلاف روايت با « مروى عنه » ، از چيست ؟ ونيز أبو مخنف را نمىتوان بر چندين عدم مبالات نسبت داد ، مگر اين كه نويسندگان پارهاى اخبار را با پارهاى مخلوط ونيز برخى را به ميل خود الحاق كرده باشند ودر بعضي به اشتباه رفته واز تميز پارهاى أسامي وترتيب پارهاى اخبار قاصر شده باشند . چنان كه عبداللَّه بن زبير را از عبداللَّه بن عمر فرق نياوردهاند . چه در تواريخ صحيحه در هيچ مقام أشارت نكرده كه مردمان با عبداللَّه بن عمر بن خطاب بيعت كرده باشند . اگر در اين انديشه رفته باشند وأو پذيرفته باشد ، چنان كه بر دانايان اخبار پوشيده نيست ، واللَّه اعلم بالصواب . 1 . از مستى به هوش آمدم ، جوانى وبزم سرود گران را ترك كردم وبه يارانم گفتم : منادى اهلبيت را أجابت كنيد . به أو كه به پاخاسته وبه سوى هدايت دعوت مىكند ، بگوييد ما پيش از نداى تو ، آواى لبيك لبيك برآوردهايم . 2 . دريئه آن حلقهاى است كه هنگام آموزش نيزه بازى در جايى نصب كنند ، سواره بدان جانب بتازند وحلقه را با نوك نيزه بربايند . گاهى ربودن حلقه به مسابقه گذارده مىشود وچند نفر سوار براي ربودن آن تاخت وتاز مىكنند . 3 . هان اى منادى ! اگر نداى ماتم مىدهى ، نداى ماتم حسين را در ده كه از حيث جد وپدر ، از جميع مردم بهتر است . بگريد بر حسين هر آن كه اموالش ربوده شد وبا فقر وذلّت دست به گريبان است وهر يتيمى كه از جور سرپرست خود شكايت دارد . بگريند بر حسين كه همچون دريئه هدف نيزهء دشمن گشت ودر دشت طف عريان بر خاك به جاى ماند . كاش من خدمت أو را درك مىكردم ودشمنان شاد خوار أو را دفع مىدادم . خداوند در آن روز كه بيابان طف را با ابر صبحگاهان سيراب مىكند ، از باران رحمت خود آن قبر را سيراب فرمايد كه مجد وتقوى بر آن احاطه كرده است . 4 . گويا تصغير جوخا است وجوخا نام نهرى است در جانب شرقي بغداد كه أطراف آن آبادي وسيعى بوده است . فيروزآبادى مىگويد : نام قريهاى است از آبادي واسط . ومحمد بن عبيداللَّه أبو بكر الجوخانى به آن جا منسوب است وهم نام موضعي است نزديك زباله . 5 . اسبهاى سواري ما را هموار وروان از شهر كوفه خارج كرد ، در حالي كه دم آنها مانند دم گرگ گره خورده وما قهرمانان را بر گردهء خود مىكشيدند . تصميم داريم كه با اين اسبها به استقبال امراى جور پيشه ومكّار وگمراه بتازيم . ما