مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

556

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

وكان قتل سليمان ومَن معه في شهر ربيع الآخر . « 1 » ابن الأثير ، الكامل ، 3 / 345 / عنه : القمي ، نفس المهموم ، / 571

--> آن‌ها هجوم بردند ، لشگر منهزم شد ومسيب عدّه‌اى أسير به دست آورد . مجروحين بسيار بودند . مركب وجهار پا هم بسيار به دست آمد وشاميان قرارگاه خود را ترك كرده وگريختند . اتباع مسيب هرچه خواستند ، از لشگرگاه به‌غنيمت برداشتند . سپس با غنايم بسيار نزد سليمان برگشتند . خبر شكست وگريز به ابن زياد رسيد . أو حصين بن نمير را با عجله فرستاد كه با عدّهء دوازده هزار رسيد . اتباع سليمان هم در تاريخ بيست وششم جمادىالاولى ، به مقابلهء أو پرداختند . عبداللَّه بن سعد فرمانده ميمنه ، مسيب بن نجبه فرمانده ميسره وخود سليمان فرمانده قلب بودند . حصين ، هم جبله بن عبداللَّه را فرمانده ميمنه وربيعه بن مخارق غنوى را فرمانده ميسره نمود . چون طرفين به يكديگر رسيدند ، اهالى شام آن‌ها ( شيعيان ) را به اتحاد اسلامى ( جماعت ) دعوت كردند كه به خلافت عبد الملك بن مروان اقرار كنند . سليمان هم آن‌ها را به خلع عبد الملك وتسليم ابن زياد دعوت كرد ودر قبال آن ، آن‌ها ( شيعيان ) هواخواهان ابن‌زبير را از عراق اخراج وكار خلافت را به خاندان پيغمبر واگذار كنند . هر دو طرف قبول نكردند . ميمنهء سليمان بر ميسرهء حصين وميسره هم بر ميمنهء دشمن ، يك باره حمله كرد وخود سليمان با قلب بر لشگر شام حمله نمود كه شاميان منهزم شدند وتا قرارگاه خود رفتند . اتباع سليمان در حال‌پيروزى وغلبه بودند كه شب فرا رسيد . روز بعد عدّهء هشت‌هزار سپاهى ابن‌ذىالكلاع ، به مدد حصين رسيد كه عبيداللَّه بن زياد آن مدد را براي أو فرستاد واتباع سليمان هم نبرد را آغاز كردند . جنگى رخ داد كه هرگز به شدت آن ديده نشده بود . تمام روز را به جنگ مشغول بودند وفقط مدت نماز متاركه شده بود . شب دست از جنگ كشيدند وعدّهء مجروحين طرفين بسيار بود . مبلغان وواعظان هم در لشگر سليمان به تشجيع وتحريض مردم مشغول شدند . روز بعد أدهم بن محرز باهلى با عدّهء دو هزار سپاهى از طرف ابن زياد ، براي امداد رسيد . روز جمعه بود كه طرفين سخت نبرد كردند تا نزديك نيم روز . أهل شام فزونى يافته واز هر طرف به آن‌ها احاطه نمودند . چون سليمان آن وضع ناگوار وخستگى اتباع خود را در كارزار ديد ، خود پياده شد وفرياد زد : « اى بندگان خدا ! هر كه بخواهد زودتر نزد خداوند برود واز گناه خود ( در عدم نصرت حسين ) توبه كند ، نزد من آيد . » آن‌گاه خود غلاف شمشير را شكست . عدّهء بسيارى هم با أو پياده شدند ، غلاف شمشيرها را شكستند وبراي مرگ كمر بستند . همه پياده پيش رفتند ، جنگ كردند ، يك كشتار عظيم نمودند وبسيار زخم‌كارى زدند . چون حصين دليرى آن‌ها را ديد ، رجاله را پيش برد كه آن‌ها را تيرباران كنند . سواران را هم از هر طرف به آن‌ها احاطه داد . سليمان كه خدايش بيامرزد ! كشته شد وافتاد . يزيد بن حصين أو را هدف تير كرد ، أو افتاد ، دو باره برخاست وباز افتاد . خليلي ، ترجمهء كامل ، 6 / 16 - 25 ( 1 ) - قتل سليمان وياران أو ، در ماه ربيع الآخر واقع شده بود . خليلي ، ترجمهء كامل ، 6 / 29