مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

489

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> اين آرد هرچه مىتوانيد ، توشه برگيريد وآن روز در رفاه بودند كه محتاج خريد چيزى از بازارها نشدند وگوشت ، آرد وجو كافى داشتند ، مگر آن‌كه كسى جامه‌اى يا تازيانه‌اى مىخريد . » گويد : روز بعد حركت كردند . زفر پيغام داد كه سوى شما مىآيم وبدرقه‌تان مىكنم . پس بيامد ، قوم با آرايش نيكو روان شدند ، زفر نيز با آن‌ها روان شد وبه سليمان گفت : « پنج‌امير فرستاده‌اند كه از رقه حركت كرده‌اند : حصين بن‌نمير سكونى ، شرحبيل بن ذي الكلاع ، أدهم بن‌محرز باهلى ، ابومالك‌بن‌ادهم ، ربيعة بن‌مخارق غنوى وجبلة بن عبداللَّه با آن‌ها هستند وهمانند خار ودرخت سوى شما آمده‌اند با شمار بسيار ونيروى قوى ، به خدا كم‌تر مردانى ديده‌ام كه به ديدار ، لوازم وشايستگى خير بهتر از مردان همراه تو باشند ، ولى شنيده‌ام كه جمعى بىشمار سوى شما روانند . » ابن صرد گفت : « به خدا تكيه مىكنيم وتكيه‌كنان بايد بر خدا تكيه كنند . » آن‌گاه زفر گفت : « مىخواهيد كارى كنيد كه شايد خدا براي ما وشما در آن خيرى نهاده باشد ؟ اگر خواهيد ، شهر خويش را بر شما بگشاييم كه وارد آن شويد ، كارتان يكى شود ، دست‌ها يكى شود واگر خواهيد بر در شهر ما جاى گيريد ، ما نيز برون شويم ، پهلوى شما اردو زنيم وچون اين دشمن بيايد ، همگى با آن‌ها بجنگيم . » سليمان به زفر گفت : « مردم شهر ما نيز چنين مىخواستند كرد وچنين گفتند كه تو مىگويى . از پس آن كه حركت كرديم ، براي ما نوشتند ، اما اين را مناسب خويش نديديم وچنين نخواهيم كرد . » زفر گفت : « آنچه را مىگويم در نظر بگيريد ، بپذيريد وكار بنديد كه من دشمن اين قومم ودوست دارم كه خدا مغلوبشان كند . دوست شمايم ودوست دارم كه خدا شما را قرين سلامت بدارد . اين قوم از رقه حركت كرده‌اند ، پيش از آن‌ها به عين الورده برسيد وشهر را پشت سر خويش نهيد كه روستا ، آب ، لوازم وعرصهء ما بين شهر ما وشهرتان به دست شما باشد وامنيت خاطر داشته باشيد . به خدا اگر اسبان من نيز چون مردانم بودند ، كمكتان مىدادم . هم‌اكنون راه عين الورده را در پيش گيريد كه قوم مانند اردوها حركت مىكنند وشما بر اسبانيد . به خدا كم‌تر گروه اسبانى بهتر از اين ديده‌ام ، هم‌اكنون آماده شويد كه اميدوارم زودتر از آن‌ها برسيد ، اگر زودتر از آن‌ها به عين الورده رسيديد ، در عرصه باز با آن‌ها روبه‌رو مشويد كه تيراندازى كنيد وضربت زنيد كه آن‌ها از شما بيش‌ترند وبيم دارم شما را در ميان گيرند . در مقابلشان توقف مكنيد كه تيراندازند وضربت بزنيد كه به شمار همانند آن‌ها نيستيد واگر هدف آن‌ها شويد ، به زودى از پايتان بيندازند . وقتي به آن‌ها رسيديد ، مقابلشان صف مبنديد كه با شما پياده نمىبينيم وهمهءتان سواريد . اين قوم با سوارگان وپيادگان با شما مقابل مىشوند ، سواران پيادگان را حمايت مىكنند وپيادگان سواران را حمايت مىكنند . شما پياده نداريد كه سوارانتان را حمايت كند . در مقابل آن‌ها دسته‌ها وگروه‌ها شويد واين گروه‌ها ودسته‌ها را ما بين پهلوى راست وپهلوى چب آن‌ها پراكنده كنيد . با هر گروه گروه ديگر نهيد كه