مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
375
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> حسين را از آنها بايد خواست وچون قصد شما را بدانند وآگاه شوند كه آنها را مىجوييد ، بهمخالفت شما برخيزند . پيروان خويش را نيز در نظر گرفتهام ودانستهام كه اگر قيام كنند ، انتقام خويش را نتوانند گرفت ، دلشان خنكنمىشود ، دشمن خويش را سركوب نمىكنند وطعمهء آنها مىشوند . بهجاى اينكار دعوتگران خويش را در شهر روان كنيد وشيعه وغير شيعه را به اين مقصود دعوت كنيد كه اميدوارم اكنون كه آن جبار به هلاكت رسيده ، مردم دعوت شما را آسانتر از أيام پيش از هلاكت وى بپذيرند . » گويد : چنين كردند وگروهى از آنها به دعوت پرداختند وكسان را دعوت كردند كه بسيار كس اجابتشان كرد كه شمارشان پس از هلاكت يزيد ، چند برابر كساني بود كه پيش از آن اجابتشان كرده بودند . حصين بن يزيد ، به نقل از يكى از مردم مزينه ، گويد : « در اين امّت ، هيچكس را در كار سخنورى ووعظ بليغتر از عبيداللَّه بن عبداللَّه مري نديدم . وى در أيام سليمان بن صرد از دعوتگران شهر بود وچون گروهى از كسان بر أو فرآهم مىشدند ، حمد خدا آغاز مىكرد ، ثناى أو مىگفت وصلوات پيمبر خداى . آنگاه مىگفت : « اما بعد ، خدا ، محمد ( ص ) را از مخلوق خويش به نبوت برگزيد ، همهء فضيلت [ را ] خاص أو كرد ، شما را به پيروى وى عزت بخشيد ، به ايمان حرمت داد وخونهايتان را كه مىريخت ، محفوظ داشت ، راههاى نا امنتان را امن كرد وبر لب مغاكى از آتش بوديد وشما را از آن برهانيد . بدينسان خدا آيههاى خويش را براي شما بيان مىكند ، شايد هدايت شويد 4 . » مگر پروردگارتان را ميان متقدمان ومتأخران مخلوقى هست كه حق وى بر اين أمت از پيمبر بزرگتر باشد ؟ مگر باقيماندهء هيچيك از پيمبران ورسولان وديگران بيشتر از باقيمانده پيمبر بر اين أمت حق دارد ؟ نه بهخدا نبوده ونخواهد بود . اى نيكمردان ! مگر جنايتي را كه نسبت به پسر دختر پيمبرتان مرتكب شدند ، نديديد ونشنيديد ؟ مگر نديديد كه اين قوم حرمت وى را شكستند ، بىپناه به چنگش آوردند ، به خونش آغشتند ودر خاكش كشيدند ، از پروردگار غافل ماندند وحق قرابت پيمبر را رعايت نكردند ، وى را هدف تيرها كردند وطعمهء كفتارها به جا نهادند ؟ به خدا ، چشمى چون أو نديده ، چه بزرگمردى بود حسين بن علي كه با وى نامردى كردند . صداقتپيشه ، صبور ، امين ، جوانمرد وكاردان بود ، پسر نخستين كسى كه اسلام آورد ، دختر زادهء پيمبر خداى جهانيان . مدافعانش كم بودند ودشمنان در اطرافش بسيار . دشمنش أو را كشت ودوستش از ياريش بازماند . واي بر قاتل وننگ بر دوست غافل ! خدا براي قاتل وى حجتي ننهاده ودوست غافل وى را معذور نمىدارد ، مگر صميمانه به پيشگاه خدا توبه برد ، با قاتلان بجنگد وبا ستمگران مخالفت كند . شايد خداوند توبه را بپذيرد وخطا را ببخشد . ما شما را به كتاب خدا وسنّت پيمبر ، خونخواهى خاندان وى وجهاد منحرفان وستمگران دعوت مىكنيم . اگر كشته شديم ، آنچه به نزد خدا هست براي نيكان بهتر است واگر ظفر يافتيم ، اين كار را به خاندان پيمبرمان باز مىبريم . » گويد : هر روز اين سخنان را براي ما تكرار مىكرد ، چندان كه غالب ما آن را به خاطر سپرده بوديم . گويد : هنگام هلاكت يزيد بن معاوية ، مردم به عمرو بن حريث تاختند ، از قصر بيرونش كردند وبر عامر بن مسعود جمحى اتفاق كردند . شاعر أو را گردونه جعل لقبداده بود كه به كوتاهى همانند انگشتى بود ،