مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

346

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> آن‌گاه سنگ برداشت وآن دو نماينده را هدف كرد ، مردم هم ريگ برداشتند ودو نماينده را سنگسار كردند . آن تهور ابن رويم را در كوفه بزرگ داشت وأو شريف وبزرگوار وارجمند شد . آن دو نماينده به بصره برگشتند وخبر مخالفت را دادند . خليلي ، ترجمهء كامل ، 5 / 273 اما اهل‌كوفه چون نمايندگان ابن‌زياد را نا اميد كردند ، جانشين أو را كه عمرو بن حريث بود ، عزل نمودند . مردم همه جمع شدند وگفتند : « ما براي خود يك أمير انتخاب مىكنيم تا كار به سامان برسد . » تصميم گرفتند كه عمر بن سعد را به امارت انتخاب كنند ، نا گاه زنان قبيلهء همدان جمع شدند وبر حسين ( وشهادت أو ) دريغ گفتند . مردان قبيله هم به دنبال زنان شمشيرها را كشيدند وگرد منبر احاطه كردند . محمد بن أشعث گفت : « حادثهء ديگرى كه پيش‌بينى نشده بود ، رخ‌داد . » كنده هم حمايت عمر بن سعد را بر عهده گرفته بود ؛ زيرا مادرش از آن‌هاست . بعد از آن ( اختلاف ) تصميم گرفتند كه عامر بن مسعود بن أمية بن خلف بن وهب ابن حذاقه جمحى را انتخاب كنند . أو خطبه نمود وبه اهالىكوفه خطاب كرد وگفت : « هر قومي مشرب وذوقي دارند . شما دنبال شهوت ولذت برويد . شراب خود را به آب بياميزيد ، همه چيز را براي عيش خود گوارا كنيد واز من پشت ديوارهاى خانه خود نهان‌شويد ( سرگرم عيش ونوش باشيد ودر سياست مداخله مكنيد ) . » ابن‌همام گفت : اشرب شرابك وانعم غير محسود * [ . . . ] « يعنى شراب خود را بنوش وبه عيش تنعّم‌كن ، كسى بر تو رشك نخواهد برد . تندى شراب را با آب بشكن ( بياميز ) وبر گفتهء ابن مسعود ( كه اين پند را براي خوشى داده ) تمرّد مكن . أمير دربارهء خمر تجربه ، مقصود وعقيدة دارد . بنوش گوارا بادت ! كسى مراقب تو نخواهد بود . كيست كه آب باران را حرام مىكند ، در حالي كه با آب خوشه‌هاى انگور در يك سبو آميخته شده [ است ] ؟ من اكراه دارم قول راويان را كه كار را بر ما سخت كردند واز گفتهء ابن مسعود خرسند وخشنود مىباشم . ( در اينجا عقايد دربارهء نوشابه مختلف است وبعضي معتقد هستند كه عبداللَّه بن مسعود يار پيغمبر واعلم أصحاب بوده [ است ] ، نبيذ را غير از شراب انگور مباح دانسته واين شعر هم به أو اشاره كرده نه به ابن مسعود أمير ) . چون أهل كوفه با أو بيعت كردند ، به ابن زبير نوشتند ، أو هم پذيرفت وأو را به امارات برقرار نمود . خليلي ، ترجمهء كامل ، 5 / 289 - 290 وامّا اهل‌كوفه چون فرستادگان ابن‌زياد را براندند ، واين از آن پيش بود كه عمرو بن حريث را كه از جانب ابن زياد بر ايشان خليفه بود معزول دارند ، پس مردمان انجمن شدند وگفتند : « بايد پيش از آن‌كه جهانيان بر خلافت خليفه يك‌دل ويك جهت شوند مردى را بر خويش أميري دهيم . » وآراى ايشان بر امارت عمر بن سعد ملعون اتفاق گرفت . در اين‌حال نسوان همدان بيامدند وهمى بر حسين عليه السلام زارى وندبه برآوردند ومردان ايشان نيز