مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
18
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> عراق شد ، بي آن كه بخواهد با تو نبرد كند وامر خدا فرماني انجام يافته بود 5 . سپس تويى كه به پسر مرجانه نوشتى تا با سپاهيان سر راه بر حسين بگيرد وأو را دستور دادى كه در كار وى شتاب ورزد وامروز وفردا نكند . اصرار ورزيدى تا أو وهمراهانش از بنى عبد المطلب ، أهل بيتي را كه خدا پليدى را از ايشان به دور داشته وآنان را بسى پاكيزه كرده است 6 ، بكشد . ماييم آن اهلبيت ، نه مانند پدران بدخوى ، جفاكار سختگير ، ونا مهربانت . سپس حسين بن علي به أو پيشنهاد سازش كرد وخواستار بازگشتن شد . پس كمي ياران وبرانداختن خاندان أو را غنيمت شمرديد وبر ايشان تاختيد وآنان را كشتند 7 چنانكه خانوادهاى [ از ] تركان وكافران بكشند 8 . چيزى نزد من عجبتر از آن نيست كه خواستار دوستى ويارى منى وتو خود پسران پدرم را كشتهاى . خون من است كه از شمشير تو مىچكد وخون تو يكى از خواستههاى من است ( يكى از كشندگان خويشان منى ) 9 . پس اگر خدا بخواهد ، خون من نزد تو پايمال نخواهد شد ، از خونخواهى من نخواهى رهيد واگر هم در دنيا خون مرا ربودى ، پيش از ما پيمبران وپيمبر زادگان به شهادت رسيدهاند ووعدهگاه خداست . در يارى ستمديدگان وانتقام كشيدن از ستمكاران أو خود كفايت است . پس شگفت مدار كه امروز بر ما ظفر يافتهاى . به خدا قسم روزى هم ما بر تو پيروز مىشويم ، اما آنچه از وفادارى وحقشناسى من گفتى ، اگر هم چنان باشد ، به خدا قسم با پدرت بيعت كردم ، با اينكه مىدانستم [ كه پسر عموهاى من ] وهمهء پسران پدرم براي اين امر از تو شايستهترند . ليكن شما گروه قريش بر ما فزونى وبرترى جستيد وسلطنت ما را از ما ربوده ، به خود اختصاص داديد ، ودست ما را از حق ما كوتاه كرديد . هلاك بر كسى كه در ستم كردن بر ما قدم پيش نهاد ، نا بخردان را عليه ما برانگيخت وكار را بدون ما به دست گرفت ، پس هلاك باد اينان را چنانكه ثمود ، قوم لوط ، أصحاب مدين وتكذيب كنندگان پيمبران هلاك شدند 10 . هان ، عجبتر از همهء عجبها . وتا زنده باشى روزگار تو را به شگفت آورد ، آن است كه دختران عبد المطلب وپسران صغيرى از نسل أو را چون أسيران جلب شده ، نزد خود به شام بردى تا به مردم نشان دهى كه ما را مغلوب ساخته وبر ما فرمانروا گشتهاى . به جانم سوگند كه اگر هم در صبح وشام از زخم دست من آسوده بودهاى ، امّا اميدوارم كه زخم زبانم وشكستن وبستنم بر تو گران آيد . اين شادمانى تو را نپايد 11 وپس از آنكه عترت پيامبر خدا را كشتى ، خدايت جز اندكى مهلت ندهد تا تو را دردناك بگيرد ونكوهيده وگنهكار از دنيا بيرون برد . پس اى بىپدر ! زندگى كن . به خدا سوگند آنچه كردهاى تو را نزد خدا هلاك ساخت ، وسلام بر كسى كه فرمان خدا را ببرد . » 1 . ل ، ب : تنشي بهم . ن : تنتابهم . ترجمه يكى است . 2 . سورهء 28 ، آيهء 21 . 3 . ل ، ن : وأقبل إد العالم . ب : وأرا قيل العالم . نا مفهوم . 4 . ل ، ب : تحريف كننده . 5 . سورهء 33 ، آيهء 38 .