مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
250
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
وقد كان يزيد كتب إلى عبيداللَّه « 1 » بن زياد أن يسير إلى ابن الزّبير « 2 » ، فيحاصره بمكّة ، فأبى عليه وقال : واللَّه لا أجمعهما للفاسق أبداً ، أقتل ابن بنت رسول اللَّه ( ص ) ، وأغزو البيت الحرام ؟ « 3 » ابن كثير ، البداية والنّهاية ، 8 / 219
--> ويزيد به ابن مرجانه ؛ يعنى عبيداللَّه زياد پيام فرستاد كه برو ومكة را خراب كن . آن لعين گفت : « به خدا كه جمع نكنم ميان قتل حسين پسر دختر رسول وميان كشتن اهلحرم وخراب كردن خانهء خدا . » عمادالدين طبري ، كامل بهايى ، 2 / 193 ( 1 ) - [ في المطبوع : « عبداللَّه » ] ( 2 ) - [ في المطبوع : « الزّبير » ] ( 3 ) - ونيز يزيد رسولي پيش عبيداللَّه فرستاد وپيغام داد كه متوجه يثرب گردد وبعد از فتح مدينه به محاربهء عبداللَّه زبير شتابد . ابن زياد گفت : « به خدا سوگند كه من از براي اين فاسق ، غزوهء مكة را با قتل فرزند رسولخداى جمع نكنم . » به بهانهء مرض ، تن به رفتن در نداد . ميرخواند ، روضة الصّفا ، 3 / 183 - 184 پس به عمرو بن سعيد اشدق أموي پيام كرد : « اين نامه را بخوان وبا جماعتى از ابطال رجال به قتال مردم مدينه راه بسپار . » عمرو گفت : « من كار بلاد وأمور عباد را براي تو مضبوط ومنظم ساختم وآن خدمت كه در استطاعت داشتم به جاى آوردم لكن در اين محاربت ناچار خون اشرافقريش ريخته مىشود ومن دوست نمىدارم كه متولى اين مهم خطير گردم ، ملتمس ومسؤول اين است كه استعفاى مرا مقبول دارى . » چون يزيد اين حال بديد كسى را به عبيداللَّه بن زياد فرستاد كه به دفع أهل مدينه ومحاصره ابن زبير در مكّه روى نهد ، ابن زياد گفت : « سوگند به خدا ! من به خشنودى اين فاسق قتل پسر پيغمبر وجنگ كعبه را توامان نكنم . » به بهانه رنجورى از قبول آن خدمت معذرت جست . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 368