مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
52
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - گفتند : « ما دوست داريم كه بر حسين سوگوارى كنيم . » گفت : « روا باشد بدانسان كه رضا باشيد . » وحكم داد تا در دمشق بيوت وحجرات 4 چند خاص ايشان از بيگانه نهى كردند وأهل بيت را جا دادند . هيچ هاشمي وقرشي در دمشق نماند ، الّا آنكه جامهء سياه دربر كردند وبر أهل بيت درآمدند وبانگ ناله وعويل دردادند وهفتهاى از گريه وزارى نياسودند وروزان وشبان ، نالان وگريان بودند . 1 . موفر ( به صيغهء اسم مفعول ) : زياد ، كامل شده . 2 . منهوبه : ربوده شده . 3 . برسرى : افزون ، علاوة . 4 . حجره : خانه . سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السلام ، 3 / 172 - 173 به امام زين العابدين عليه السلام اظهار تلطف 1 ورزيد وبه آن حضرت وعده داد كه سه حاجتش را به أجابت مقرون دارد وبه روايتي ، هفت روز از أيام سوگوارى به پاى رفت . 1 . تلطف : مهر ورزيدن . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 255 به روايت محدثين آثار ، يكى روز با حضرت علي بن الحسين گفت : « سه حاجت خويش را كه به قبولى آن حضرت وعده نهاده بودم ، باز گوى . » فرمود : « الأولى أن تريني وجه سيِّدي وأبي ومولاي الحسين عليه السلام فأتزوّد منه ، وأودِّعه . والثّانية أن تردّ علينا ما أخذت منّا . والثّالثة إن كنت عزمت على قتلي ، فوجِّه مع هؤلاء النِّسوة مَن يردّهنَّ إلى حرم جدّهنَّ » . « أول آن است كه روى سيد من وپدر من ومولاي مرا حسين عليه السلام به من باز نمايى تا بهرهء خويشتن وزاد وتوشهء خويش را از ديدار مباركش باز ندانم وبا وى وداع گويم . دوم آن است كه از أموال ما هرچه مأخوذ داشتهاند ، به ما باز گردانى . سيم اين است كه اگر به آهنگ قتل من هستى ، كسى را با اين زنان همراه كنى تا ايشان را به حرم جدشان برساند . » يزيد در پاسخ گفت : « اما ديدار روى پدرت هرگز براي تو روى نخواهد داد . از قتل تو به عفو وگذشت رفتم . . . ( از اين خبر مىرسد كه آن ملعون هميشه به قصد قتل آن حضرت بوده است ) واما زنان را جز تو به مدينه باز نمىگرداند ؛ واما آنچه از شما مأخوذ شده است ، من عوض آن را به شما مىدهم . » وبه روايتي گفت : « به اضعاف 1 قيمتش به شما عوض مىدهم . » « فقال عليه السلام : أمّا مالك فما نريده وهو موفر عليك وإنّما طلبت ما أخذ لأنّ فيه مغزل فاطمة بنت محمّد صلوات اللَّه عليه وآله وقلادتها وقميصها » . فرمود : « ما را به مال تو اراده ونظري نيست . مال تو بر تو موفر باد ! واينكه طلب كردم آنچه را كه از ما بردهاند ، براي اين است كه در جملهء آن أموال ، بافتهاى فاطمه دختر رسول خداى وقلادة 2 وپيراهن آن حضرت است . » پس يزيد فرمان كرد تا آن جمله را رد نمايند ونيز از خود دويست دينار بر آن جمله بيفزود وامام زين -