مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
57
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - دندان حسين را كه بوسهگاه رسول اللّه بود ، چرا با قضيب مىزنى ؟ » گفت : « يوم بيوم بدر » ؛ يعنى : « اين مكافات روز بدر است ! كه رسول خدا در آن روز قريش را بكشت . » آنگاه حكم داد تا سيد سجاد را در غل وزنجير با أهل بيت به زندانخانه بردند وروزى چند محبوس بداشتند . ديگرباره ايشان را حاضر مجلس كرد وبه نحوى كه مذكور گشت ، در ميان ايشان سؤال وجواب رفت . ( 1 ) . قرآن مجيد ( 39 - 43 ) . ( 2 ) . جرى ( بر وزن شريف ) : با جرأت . سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا ، 3 / 63 - 65 آنگاه رؤوس شريفه را به مجلس ابن زياد درآوردند وسر مبارك أبى عبد اللّه الحسين را از فراز نيزه به زير آوردند ودر حضور ابن زياد بگذاشتند . آن ملعون با ثناياى 1 مباركش مشغول ؛ وبه كلامي كه خشم خداى را انگيزش دادى ، متكلم بود . آنگاه اسرا 2 را در محضر درآوردند ودر حضورش بازداشتند . علي بن الحسين سلام اللّه عليهما فرمود : « سوف نقف وتقفون ونسأل وتسألون فأي جواب تردون وبخصام جدّنا إلى النّار تقادون » ؛ يعنى : « زود باشد كه در عرصه سؤال وجواب ، ما وشما بايستيم وپرسيده شويم . پس بنگر تا چه پاسخ باز گذاريد ؛ همانا به سبب خصومت جد ما به آتش جهنم كشيده شويد . » ابن زياد زشت نهاد خاموش شد وجوابي نگفت . ( 1 ) . ثنايا : جمع ثنيه ، دندان پيشين كه دو عدد در فك بالا ودو عدد در فك پايين است . ( 2 ) . أسرا : جمع أسير ، گرفتار چنگال ديگران . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السّلام ، 2 / 141 بعد از آن ، علي بن الحسين عليه السّلام را بر وى درآوردند . ابن زياد گفت : « تو كيستى ؟ » فرمود : « علي بن الحسين . » گفت : « مگرنه آن بود كه خداى علي بن الحسين را بكشت . » فرمود : « مرا برادرى بود كه على نام داشت . أو را مردم به قتل رساندند . » ابن زياد گفت : « بلكه خداى تعالى أو را بكشت . » آن حضرت در پاسخ اين آيت قرائت فرمود : اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها 1 ؛ يعنى : خداى تعالى قبض مىكند نفوس را هنگام موت ايشان به اينكه قطع تعلق وتصرف نفوس را از أبدان مىفرمايد . « فغضب ابن زياد لعنه اللّه فقال له : وبك جرأة على جوابي وبك بقيّة للرّد عليّ ، اذهبوا به واضربوا عنقه . » ابن زياد در غضب شد وبه آن حضرت گفت : « آيا در تو آن جرأت باقي است كه مرا اينگونه رد جواب كنى ؟ وهنوز در تو آن نيرو وتوان كه بر من برستيزى به جاى است ؟ » آنگاه گفت : « وى را بيرون بريد وگردن بزنيد . » « فتعلّقت به زينب عمّته وقالت له : يا ابن زياد ! حسبك من دمائنا . واعتنقته وقالت : واللّه لا أفارقه فإن قتلته فاقتلني معه » . وبه روايتي بعد از آنكه امام زين العابدين عليه السّلام آن پاسخ بداد وآن ملعون خاموش شد ، بعد از آن با -