مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
19
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> ( 9 ) . گويا غير أو ديگرى نقل نكرده است . ( 10 ) . قطيفه : رو لباسى . ( 11 ) . مزابل ، جمع مزبله : جايى كه مدفوع انسان وحيوانات را ريزند . ( 12 ) . اند ( بر وزن ومعنى چند ) : عدد مجهول از سه تا نه . سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 3 / 8 - 9 در كامل ابن أثير وديگر كتب اخبار مسطور است : چون حسين عليه السّلام را از سه تن ياور بيشتر نماند ، سراويلى بخواست آنگاه آن ازار را درهم پاره كرد وبىمقدار فرمود تا كسى را در طلبش طمع نباشد واز پيكر همايونش بيرون نكند . عرض كردند : « اگر به صواب دانى ، تبانى در زيرش بر تن بياراى . » فرمود : « اين جامهء ذلت است وشايستهء نيست كه بپوشم . » چون آن حضرت شهيد شد ، أبجر بن كعب خبيث از تن مباركش بيرون آورد . لا جرم تا پايان روزگار چون برودت زمستان صورت گرفتى ، هردو دست نحسش آب برافشاندى ، وچون گرمى تابستان شدت فزودى ، چنان خشك شدند كه گفتى دو دستش مانند دو چوب خشك است . به روايتي ديگر ، چون فصل زمستان نمايان شدى ، از دو دستش خون فروچكيدى ، وبه روايتي أبجر بن كعب تميمي سراويل آن حضرت را برد وبپوشيد وزمينگير شد وتا زنده بود ، نيروى به پاى خاستن نداشت ؛ ليكن ابن شهرآشوب عليه الرحمة مىفرمايد : « بحير بن عمر الجرمي ، سراويل آن حضرت را مأخوذ داشت ، اما چنان مىنمايد كه ديگران به اين روايت أشارت نكرده باشند . » سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السّلام ، 3 / 352 - 353 وروايت كردهاند كه عمامهء آن حضرت را جابر بن يزيد ازدى وبه قولي اخنس بن مرثد بن علقمة الحضرمي برگرفت وبر سر بست ودر حال ، معتوه يعنى ديوانه وبه قولي مجذوم شد . ثوب مباركش را جعوبة بن حوبة الحضرمي برگرفت وبر تن بيار است . پس رويش ديگرگون شد ومويش بريخت وبدنش مبروص شد . وقيس بن أشعث كندى قطيفهء مباركش را كه از خز بود ، ببرد وأو را از آن روز أبو القطيفه ناميدند . أو به دست مختار كشته شد وبه روايت خوارزمي به مرض جذام گرفتار شد . وچنان روزگارش براهل بيتش ناهموار شد كه آن لاشهء مجذوم را ناچار از سراى بيرون بردند ونيم جانش در مزابل در افكندند وهنوزش حشاشه از جان برجاى بود كه سگانش با چنگ ودندان آزار همى كردند واز گوشتش بخوردند . وديگر ، إسحاق بن جونة الحضرمي ملعون ، قميص شريف آن امام مظلوم را سلب نمود وبر تن پليدش بياراست وبه مرض برص ورنج پيسى دچار شد وموى از سر ورويش بريخت . در آن پيراهن ، نشان صد وچند زخم تير وتيغ ونيزه وسنگ بود . خاتم مباركش را بجدل بن سليم خبيث ببرد ودر هواي آن خاتم ، انگشت مباركش را قطع كرد وخداوندش در دست مختار به عقوبت وعذابي ناهموار دچار ساخت تا در جاى خود مسطور آيد . نعلين مباركش را اسود بن خالد الأزدي ببرد واز روزگار بر نخورد ، يك درع آن حضرت را مالك بن يسر كندى به روايتي ببرد ورنج جنونش در سپرد . معلوم باد در ضمن أسامي اين ملاعين مالك بن بشير ومالك بن يسر ومالك بن البشير ، ومالك بن -