مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
51
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - دم آخر أو را به حقايق آگاه كند كه درجات معنوي أو ارتقا يابد . چنانچه در حديث آمده است : پيغمبر أكرم در آخرين دم زندگانى ، علي عليه السّلام را در زير بستر خود خواست وزبان در كأم أو نهاد وبه أو حقايقى آموخت كه هزارهزار باب علم بود . على أكبر به ميدان برگشت ومىگفت : پديدار گرديد جوش نبرد * عيان گشت دنبال آنقدر مرد به حق خدا رب عرش از شما * نكرديم تا جنگ باشد جدا وجنگ را ادامه داد تا كشته را به دويست تن رسانيد . ( د ) مردم كوفه از كشتن أو خوددارى مىكردند . چشم مرة بن منقذ عبدي ليثى به أو افتاد وگفت : « گناه عرب به گردن من باشد اگر با چنين كشتارى بر من گذارد وداغش را به دل مادرش نگذارم . در اين ميان كه به مردم حمله مىكرد ، مرة بن منقذ سر راه أو را گرفت ونيزهاى به أو نواخت وأو را به خاك انداخت ولشكر دورش را گرفتند وبا شمشير أو را پارهپاره كردند . در مناقب است كه - مرة بن منقذ عبدي به ناگهانى نيزهاى بر پشت أو زد وأو را شمشيرباران كردند . أبو الفرج گويد : پياپى حمله مىكرد تا تيرى به گلوگاه أو زدند وگلويش دريد ودر خون غوطهور گرديد وفرياد كشيد : « پدر جان ، عليك السلام ! اين جدم رسول خدا است كه گويد زود بيا . » ونالهاى كرد كه جان داد . سيد رحمه اللّه گويد : حسين به بالينش آمد وگونه بر گونهاش نهاد . ( ط ح ) حميد بن مسلم گويد : روز عاشورا به گوش خود شنيدم كه حسين مىفرمود : « اى پسرجانم ! خدا بكشد مردمى را كه كشتند تو را . چه اندازه بر خداى بخشاينده وبر هتك حرمت رسول جرأت دارند ؟ » ( د ) سيل أشك روان كرد وگفت : « پس از تو ، أف بر دنيا ! » در روضة الصفا است كه : حسين بالين أو بلند گريست وتا آن زمان كسى گريهاش را نشنيده بود . در زيارة أو كه از امام صادق عليه السّلام روايت شده ، آمده است : « پدر ومادرم قربان سر بريده وكشتهاى بىجرم . پدر ومادرم قربان خونت كه تا نزد حبيب خدا بالا رفت . پدر ومادرم قربانت كه در برابر پدر به ميدان شتافتى وأو تو را در راه خدا داد وبر تو مىگريست ودلش بر تو مىسوخت وخونت را تا دل آسمان مىپاشيد وقطرهاى از آن برنمىداشت ونالهاش براي تو خاموش نمىشد . ( ط ج ف ) شيخ مفيد رحمه اللّه گفته است : زينب خواهر حسين مىشتافت وفرياد مىكرد : « واي برادرم ! واي برادرزادهام ! » وآمد تا خود را روى نعش على أكبر انداخت . حسين سر أو را برداشت وأو را به خيمه برگردانيد وبه جوانانش گفت : « برادر خود را برداريد ! » ( ط ج ) أو را از قتلگاهش برداشتند وآوردند وجلو خيمهاى كه برابر آن مىجنگيدند ، گذاشتند . رمز 62 - شايد سبب آمدن مخدره زينب بر سر نعش على براي دلدارى وتسلى وحفظ امام عليه السّلام بوده است وگويا حضرت بالين على ديرى پائيده وزينب را نگران كرده كه مبادا بالين نعش أو دق كرده باشد وشايد هم از كثرت محبت به على أكبر بوده وبه مناسبت علاقهء مفرط زنان حرم به أو ، حضرت دستور داد -