مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

47

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

ولمّا قتل أصحاب الحسين عليه السّلام ، ولم يبق معه إلّا أهل بيته خاصّة وهم : ولد عليّ عليه السّلام

--> - به روايت أبو الفرج تيرى به حلق شريف أو وارد آمد وأو را پاره كرد . پس از أسب افتاد ودر خون خود مىغلتيد ، پس فرياد بركشيد كه : « يا أبتاه ! عليك السّلام ، هذا جدّي رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله وسلم يقرؤك السّلام ويقول عجّل بالقدوم علينا » . پس شهقه‌اى كشيد وروح شريفش به روضهء قدس طيران نمود وچون حضرت سيد الشهداء عليه السّلام بر سرش آمد ، صيحه كشيد به صداى بلند ، پس زنان صيحه كشيدند ؛ آن حضرت فرمود : « اسكتن فإنّ البكاء أمامكن » . يعنى : « ساكت باشيد ، گريه بعد از اين بسيار خواهيد نمود . » وسر فرزندش را در كنار خود نهاد وخون را از صورت أو پاك مىنمود وفرمود : « يا بنيّ ! لعن اللّه قوما قتلوك ، ما أشدّ جرأتهم على اللّه وعلى انتهاك حرمة الرّسول » . ودو چشمش پر از أشك شد وفرمود : « على الدّنيا بعدك العفا يا بنيّ أمّا أنت فقد استرحت من الدّنيا وضيمها وصرت إلى روح وريحان وبقي أبوك فما أسرع لحوقه بك » . بدان كه خلاف كرده‌اند در آن‌كه على أكبر به‌حسب سن بزرگتر از امام زين العابدين عليه السّلام بودند يا علي مقتول به كربلا : پس شيخ مفيد ( عليه الرحمة ) وجماعتى برآنند كه على مقتول أصغر بود از امام زين العابدين وأبو القاسم كوفي از علي بن أحمد بن موسى المبرقع نوادهء امام محمد تقي صاحب كتاب اخلاق واستغاثه در آخر جزء أول از كتاب الاستغاثة في بدع الثلاثة مىفرمايد : ما اين قول را مىگيريم وبر آن اعتماد مىكنيم ومىگوئيم كه علي بن الحسين كه باقي ماند ، در روز شهادت امام حسين عليه السّلام سى سأله بود وعلى مقتول به كربلا ، دوازده سأله بود وجهاد نمود در پيش روى پدرش تا شهيد شد وجميع زيديه مىگويند كه : على أصغر باقي بود ودر روز كربلا هفت سأله بود ، وعوام نسابون گويند : چهار سأله بود واين قولي است فاسد ومشايخ ما كلهم از اماميه علوية وغير ايشان از شيعه برخلاف اين قول مىباشند ؛ پس بايد نظر كرد در اختلاف شديد در حال أولاد امام حسين باجلالت ايشان در ميان جميع أولاد آدم با اين قرب عهد كه نيست در ما بين ما وايشان زيادة از شش پدر تا هفت پدر يعنى بايد فهميد كه ساير أمور را به طريق أولى نمىتوان فهميد به جهت كثرة اختلاف كلينى در ديباچهء كافى وشيخ مفيد وسيد مرتضى نيز به آن اشاره فرموده‌اند واز اين مطالب فتح أبواب نافعه در هر باب مىشود وابن إدريس در سرائر وجمع كثيرى از مورخين على مقتول را أكبر دانسته واشتهار به أكبر نيز مؤيد اين قول است - مگر آنكه بگوئيم كه : اين شهرت از عوام فرقهء نسابه است . چنانچه از كلام أبو القاسم كوفي فهميده شد وبر همهء أقوال عقب امام حسين عليه السّلام از على امام است ، چه على مقتول هرچند كه أم ولدى داشت كه بعد از شهادت آن حضرت ، امام زين العابدين عليه السّلام أو را براي خود عقد بست چنان‌كه در كتاب نكاح از كافى وبحار الأنوار است وليكن از آن ولد عقب نماند واسم آن ولد ذكر نشده است واز قرارى كه در زيارة آن حضرت أبو الحسن وارد است بعيد نيست كه اسم آن ولد حسن بوده . وبودن أم ليلى ، مادر على در كربلا در هيچ كتاب معتبرى ذكر نشده واعتباري نيست به كلام مهيج كه مادر وخواهران أو بر سر نعش أو آمدند وشايد مراد از مادر بعض أزواج ديگر باشد از بانوان حرم حضرت سيد الشهدا عليه السّلام والّا چرا در هيچ معقلى از وقايع كربلا وشام وكوفه از آن مخدره ذكرى نيست . بيرجندى ، كبريت احمر ، / 109 - 110 ، 185 - 187