مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

520

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

قال : ثمّ إنّ شمر بن ذي الجوشن أقبل في الرّجّالة نحو الحسين ، فأخذ الحسين يشدّ عليهم فينكشفون عنه . ثمّ إنّهم أحاطوا به إحاطة ، وأقبل إلى الحسين غلام من أهله -

--> - فرمود : كاش آسمانها خراب شود ودرافتد بر زمين . كاش كوهسار پاره‌پاره شود پراكنده شود بر روى بيابانها . آن‌گاه روى با ابن سعد كرد : فقالت : يا عمر بن سعد ! يقتل أبو عبد اللّه وأنت تنظر إليه ؟ ! فرمود : « اى پسر سعد ! أبو عبد اللّه را مىكشند وتو شادخواره بر أو نظاره مىكنى ؟ » ابن سعد آب در چشم بگردانيد وأو را پاسخ نگفت ودرگذشت . اين‌وقت عبد اللّه بن حسن عليه السّلام كه در ميان زنان مىزيست وهنوز از حلم ( 1 ) خبري نداشت ومراهق نبود ، چون عم خويش را بدين‌حال نگريست ، تاب‌وتوان از وى برفت وآهنگ ملازمت خدمت كرد . از خيمه بيرون دويد تا خويشتن را به عم بزرگوار رساند . زينب عجله كرد وأو را بگرفت واز آن سوى امام عليه السّلام ندا درداد كه : يا أختا ! إحبسيه . « اى خواهر ! عبد اللّه را نگاهدار كه در اين ميدان بلاانگيز درنيايد وخود را هدف تير وتيغ ننمايد . » زينب چند كه در منع أو شدت كرد ، فايدتى به دست نشد . فقال عبد اللّه : لا واللّه لا أفارق عمّي . گفت : « سوگند با خداى كه از عم خويش مفارقت نخواهم جست . » وقوت كرد وخود را از چنگ زينب رها ساخت ودوان‌دوان خويش را به حضرت حسين عليه السّلام رسانيد . در اين‌وقت ، ابحر بن كعب تيغ برآهيخت تا بر حسين فرودآورد . فقال له الغلام : ويلك ! يا ابن الخبيثة ! تقتل عمّي ؟ ! عبد اللّه گفت : « اى پسر زانيه ! عم مرا خواهى كشت ؟ » وابحر چون تيغ فرود آورد ، عبد اللّه دست خود را وقايهء ( 2 ) عم خويش ساخت وشمشير دست أو را قطع كرد . چنان‌كه با پوست زيرين بياويخت . پس فرياد برداشت كه : « يا امّاه ! » حسين عليه السّلام أو را بگرفت وبر سينهء خود برچفسانيد . وقال : يا ابن أخي ! اصبر ( 3 ) ما نزل بك واحتسب في ذلك الخير ، فإنّ اللّه تعالى يلحقك بآبائك الصّالحين . فرمود : « اى فرزند برادر من ! شكيبايى ميكن بر آنچه بر تو فرود آمد وآن را از در خير وخوبى بشمار گير . هم‌اكنون خداوند تو را با پدران بزرگوار تو پيوسته مىدارد . » اين‌وقت حرمله بن كاهل هم‌چنان كه عبد اللّه در كنار حسين عليه السّلام بود خدنگى به سوى أو روان كرد وآن تير بر مقتل عبد اللّه آمد ودرگذشت . ( 1 ) . حلم : احتلام كه علامت بلوغ است . ( 2 ) . وقايه : جلوگير ، نگهدار . ( 3 ) . در اين‌جا كلمهء ( على ) از قلم ناسخ افتاده است . سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشّهدا عليه السّلام ، 2 / 384 - 386