مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

511

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

انكشفوا عنه . « 1 » الطّبري ، التّاريخ ، 5 / 450 - 451 - عنه : القمي ، نفس المهموم ، / 359 - 360 ؛ المحمودي ، العبرات ، 2 / 110 - 111 ؛ مثله الأمين ، أعيان الشّيعة ، 1 / 609 ، لواعج الأشجان ، / 187 - 188 وقتل عبد اللّه بن الحسن بن عليّ بن أبي طالب - وأمّه أمّ ولد - قتله حرملة بن الكاهن ، رماه بسهم . « 2 » الطّبري ، التّاريخ ، 5 / 468 وكان أبو جعفر محمّد بن عليّ « 3 » - فيما رويناه عنه - « 3 » يذكر : أنّ حرملة بن كاهل الأسديّ قتله « 4 » .

--> ( 1 ) - گويد : آن‌گاه شمر بن ذي الجوشن با پيادگان نزديك حسين آمد وحسين بدانها حمله برد كه عقب نشستند وعاقبت أو را در ميان گرفتند . پسرى از كسان حسين سوى وى مىآمد . خواهرش زينب ، دختر على أو را بگرفت كه نگاهش بدارد . حسين نيز گفت : « نگاهش بدار ! » اما پسر نپذيرفت ودوان سوى حسين آمد وپهلوى وى بايستاد . گويد : بحر بن كعب از بنى تيم اللّه شمشير بر حسين فرود آورد . پسر گفت : « اى پسر زن خبيث ! عموى مرا مىكشى ؟ » بحر أو را با شمشير بزد ، پسر دست را حائل شمشير كرد كه قطع شد وتنها به پوست بند بود . گويد : پسر بانگ برآورد : « اى أمت من ! » حسين أو را گرفت وبه سينه چسباند وگفت : « برادرزاده‌ام ! بر اين حادثه كه بر تو رخ داد ، صبورى كن وآن را ذخيرهء خير كن كه خدا تو را پيش پدران شايسته‌ات مىبرد ؛ پيش پيمبر خدا صلّى اللّه عليه وسلّم وعلي بن أبي طالب وحمزة وجعفر وحسن بن علي كه خدا همه‌شان را صلوات گويد . » حميد بن مسلم گويد : آن روز شنيدم كه حسين مىگفت : « خدايا ! قطره‌هاى آسمان را از آنها بدار واز بركات زمين محرومشان كن . اگر تا مدتي بهره‌مندشان مىكنى ، آنها را به گروهها پراكنده كن كه دسته‌هاى جدا باشند وهرگز ولايتداران از آنها خشنود نباشند كه ما را دعوت كردند تا ياريمان كنند ، اما به ما تاختند وخونمان را بريختند . » گويد : آن‌گاه با پيادگان چندان بجنگيد كه عقب رفتند . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 3058 - 3059 ( 2 ) - عبد اللّه بن حسن بن علي نيز كشته شد ، مادرش كنيز بود . حرمله بن كاهل تيرى بزد وأو را كشت . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 7 / 3083 ( 3 - 3 ) [ لم يرد في البحار والعوالم ونفس المهموم ] . ( 4 ) - [ إلى هنا حكاه عنه في نفس المهموم ] .