مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

412

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - چون شير مغضب وشمشير غاضب ( 1 ) در روى ايشان درآمد وشمشير در ايشان نهاد وآن گروه انبوه را به زخم تيغ وطعن نيزه چنان به خاك مىافكند كه باد خزان برگ رزان را ( 2 ) هيچ‌كس بر وى نگذشت كه علفهء شمشير أو نگشت وبه هيچ سوى روى نكرد كه لشكريان پشت ندادند . از كثرت عطش ، جانب فرات گرفت . كوفيان دانسته بودند كه اگر شربتى آب بنوشد ، ده چندان از اين بكوشد وبكشد . همگان بر طريق شريعه آمدند وصف از پس صف راست كردند واز تيغهاى هندى ونيزه‌هاى خطى ، طريق شريعه را ازآهن وفولاد سدى سديد بستند . أعور السلمى وعمرو بن الحجاج الزبيدي كه با چهار هزار مرد كمان‌دار خاصهء نگهبان شريعه بودند ، بانگ بر سپاه زدند كه : « حسين عليه السّلام را راه با شريعه مگذاريد ! » آن حضرت چون شير دمنده بر ايشان حمله افكند وصفوف را بشكافت وطريقهء شريعه را از دشمن بپرداخت وأسب به فرات راند وسخت تشنه بود وأسب آن حضرت نيز تشنگى از حد افزون داشت . قال الحسين : أنت عطشان وأنا عطشان . واللّه لا ذقت الماء حتّى تشرب . فرمود : « تو تشنه‌اى ومن تشنه‌ام . سوگند با خداى آب نياشامم تا تو آب نخورى . » كانّه فرس فهم كرد كلام آن حضرت را و ( 3 ) سر برافراشت ؛ يعنى : « در شرب آن بر تو سبقت نجويم . » پس ، حسين عليه السّلام دست فرابرد وكفى آب برگرفت وفرمود : « آب بخور كه من آب مىآشامم . » ناگاه حصين بن نمير تيرى به جانب آن حضرت گشاد داد وآن تير بر دهان مباركش آمد وخون بدويد . به روايت شيخ مفيد ، حسين عليه السّلام در اين‌وقت بر مسنات سوار بود واز آن سوى سواري فرياد برداشت كه : « اى حسين ! تو آب مىنوشى ولشكر به سراپردهء تو درمىرود وهتك حرم تو مىكند . » چون حسين اين بشنيد ، آب از كف بريخت واز شريعه بيرون تاخت وبا تيغ ، سپاه كوفه را بپراكند وبه سراپردهء خويش آمد . مكشوف افتاد كه كس تعرض ، به سراپردهء عصمت نرسانيده وگويندهء اين خبر مكرى كرده وغدرى ( 4 ) انديشيده [ است ] . ( 1 ) . در دو نسخهء موجود با غين معجمه ضبط شده است ؛ ولى گويا با عين مهمله به معناى ( بران ) مناسبت‌تر است . ( 2 ) . رز : درخت انگور . ( 3 ) . گويا أسب ، سخن آن حضرت را فهميد . ( 4 ) . غدر : مكر ونيرنگ . سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 2 / 378 - 380 وديگر در كتاب ثاقب المناقب قاسم بن اصبغ بن نباته از مردى كه در سپاه حسين بود حديث مىكند كه : چون زحمت عطش بر سپاه حسين مستولى گشت ، آن حضرت بر مركب مسناة ( 1 ) بر نشست وآهنگ فرات فرمود . مردى از بنى أبان بن دارم ، كه حافظ شريعه بود ، تيرى به قصد آن حضرت پرتاب كرد وبه زخم پيكان ، حنك ( 2 ) مباركش را جراحت نمود . فقال عليه السّلام : اللّهمّ ! أظمئه ، اللّهمّ ! أظمئه . يعنى : « اى پروردگار من ! اين رامى را زحمت عطش بچشان . » -