مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

403

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

وإن تكن الأبدان « 1 » للموت أنشئت * فقتل الفتى بالسّيف في اللّه أفضل عليكم سلام اللّه يا آل أحمد * فإنّي أراني عنكم اليوم أرحل أرى كلّ ملعون كفور « 2 » منافق * يروم فنانا جهلة « 3 » ثمّ يعمل لقد غرّهم حلم الإله وإنّه * كريم حليم لم يكن قطّ يعجل لقد كفروا يا ويلهم بمحمّد * وربّهم في الخلق ما شاء يفعل « 4 »

--> ( 1 ) - [ ينابيع المودّة : « الأجساد » ] . ( 2 ) - [ ينابيع المودّة : « ظلوم » ] . ( 3 ) - [ ينابيع المودّة : « جهرة » ] . ( 4 ) - چون تشنگى بر آن جناب غالب شد ، به جانب نهر فرات روان شد چون به نزديك آب رسيد ، سواران وپيادگان آن كافران سر راه بر آن جگرگوشهء خير البشر ونور ديدهء ساقى حوض كوثر گرفتند وايشان زيادة از چهار هزار نفر بودند . آن شير خدا با لب تشنه بسيارى از ايشان را به سراى جحيم فرستاد . صف لشكر را شكافت وأسب را در ميان آب راند وبه أسب خطاب فرمود : « تو أول آب بخور تا من آب خورم . » أسب دهان از آب برداشت وانتظار مىكشيد كه أول آن امام تشنه‌لب آب بياشامد . چون امام كفى از آب برگرفت كه بياشامد ، ملعونى فرياد زد كه : تو آب مىآشامى ولشكر مخالف در خيمه‌هاى حرم درآمده‌اند ؟ حضرت آب را ريخت وروبه خيمه‌ها روانه شد . ديد كه آن خبر ، اصلى نداشت . دانست كه مقدر شده است كه روزهء آن روز را از آب كوثر به دست خير البشر افطار نمايد . مجلسي ، جلاء العيون ، / 685 - 686 أيضا ابن شهرآشوب وديگران روايت كرده‌اند كه حضرت سيد الشهدا عليه السّلام در صحراى كربلا تشنه شد ، خود را به كنار فرات رسانيد وآب برگرفت كه بياشامد ، ملعونى تيرى به جانب آن جناب انداخت كه بر دهان مباركش نشست ، حضرت فرمود : « خدا هرگز تو را سيراب نگرداند . » پس آن ملعون تشنه شد وهرچند آب مىخورد سيراب نمىشد تا آن‌كه خود را به شط فرات افكند ، وچندان آب آشاميد كه به آتش جهنم واصل گرديد . أيضا روايت كرده‌اند كه چون امام حسين عليه السّلام از آن كافران جفاكار آب طلبيد ، بدبختى در ميان آنها ندا كرد : « يا حسين يك قطره از آب فرات نخواهى چشيد تا آن‌كه تشنه بميرى يا به حكم ابن زياد درآيى . » حضرت فرمود : « خداوندا أو را از تشنگى بكش وهرگز أو را ميامرز . » پس آن ملعون پيوسته العطش فرياد مىكرد ، وهرچند آب مىآشاميد سيراب نمىشد تا آن‌كه تركيد وبه جهنم واصل شد . -