مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

303

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

صالح . ثمّ أتى « 1 » ، فوضعه في ولده وبني أخيه . « 2 » اليعقوبي ، التّاريخ ، 2 / 217 - 218 - عنه : المحمودي ، العبرات ، 2 / 87

--> ( 1 ) - [ العبرات : « أتى به » ] . ( 2 ) - سپس يك نفر يك نفر قدم به راه شهادت نهادند تا ( امام ) تنها ماند واز أهل بيت وفرزندان وخويشانش يك نفر همراه نداشت . در اين حال ، سوار أسب خويش بود كه نوزادى را كه در همان ساعت براي أو تولد يافته بود ، به دست وى دادند . پس در گوش أو اذان گفت وكأم أو را برمىداشت كه تيرى در گلوى كودك نشست وأو را سر بريد . ( امام ) حسين تير را از گلوى كودك كشيد وأو را به خونش آغشته مىساخت ومىگفت : « واللّه لأنت أكرم على اللّه من النّاقة ، ولمحمّد أكرم على اللّه من الصالح ؛ به خدا سوگند كه تو از ناقة بر خدا گرامىترى ، ومحمد هم از صالح بر خدا گرامىتر است » . سپس آمد وأو را پهلوى فرزندان وبرادرزادگان خود نهاد . آيتي ، ترجمهء تاريخ يعقوبي ، 2 / 181 - 182