مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
257
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - پس مرا به جهنم مىكشاند وبه آتش دوزخ عذاب مىدهد تا بامداد مىشود . » راوي مىگويد : از زنى كه أو را همسايه بود ، بشنيدم كه گفت : « اين خبيث هيچ شبى ما را آسوده نمىگذارد تا سر به خواب بريم واز صيحهاش آسايش نداريم . » آنگاه اين خبر را از زن أو پرسيدم . « گفت : چنان است كه شنيدهايد . » سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السّلام ، 3 / 355 از ناحيهء مقدسه در زيارات شهداء « السّلام على العبّاس بن أمير المؤمنين المواسي أخاه بنفسه ، الآخذ لغده من أمسه ، النّار له ، الوافي ، السّاعي إليه بمائه ، القطوعة يداه ، لعن اللّه قاتليه يزيد بن وقاد وحكيم بن الطّفيل الطّائي » ودر مقتل منسوب به أبى مخنف لوط بن يحيى است واز مورخين ومحدثين شيعه است از أصحاب امام حسن وامام حسين وپدر أو ، از أصحاب أمير المؤمنين عليه السّلام است وتعجب است از شيخ اجل أكمل حر عاملي كه أو را در كتاب اثبات الهداة بالنصوص والمعجزات از عامه شمرده وشايد به ملاحظه اعتماد عامه است بر أو ، مثل خاصه ، كه : حمله كرد عباس بر قوم بعد از آنكه فراگرفت أو را تيرها از هر جانب ، مثل قطرات باران وزره أو از كثرت سهام مثل جلد قنفذ گرديد وبا آنكه مشك بر پشت أو بود وبه دست چپ دعوى مىكرد ، زيرا كه دست راست أو را قطع كرده بودند ، مردان شجاع بسيار كشت وابطال بسيار به دار البوار فرستاد . پسر سعد فرياد زد : « يا ويلكم ! أرشقوا القربة بالنّبل ، فو اللّه إن شرب الحسين الماء أفناكم عن آخركم ، أما هو الفارس والبطل المداعس » - پس هجوم آوردند بر عباس به يك دفعه وعباس بر ايشان حمله فرمود وصد وهشتاد نفر از ايشان را كشت ، پس عبد اللّه بن يزيد شيبانى ( لعنه اللّه ) شمشير بر دست چپ أو زد كه دست با شمشير در هوا پريد وآن حضرت به دندان ولب به چابكى شمشير را در هوا گرفت وبر قوم حمله نمود وبا آنكه از دو دست أو خون مىريخت « قاتلهم قتالا شديدا ، فضربه رجل منهم بعمود حديد ، ففلق هامته ، وانصرع على الأرض عفيرا يخور بدمه وهو ينادي : يا أبا عبد اللّه ! عليك منّي السّلام . فلمّا سمع الإمام ندائه قال : « وا أخاه ! وا عبّاساه ! وا مهجة قلباه ! » ثمّ حمل على القوم ، فكشفهم منه ، ونزل إليه ، وحمله على ظهر جواده ، وأقبل به إلى الخيمة ، وطرحه فيها ، وبكى بكاء شديدا حتّى بكى جميع من كان حاضرا ، وقال : جزاك اللّه خيرا من أخ ، لقد جاهدت في اللّه حقّ جهاده » - مخفى مباد كه اين روايت اگر صحيح باشد جهاد به اين كيفيت محمول است بر اعجاز وخرق عادت ، وليكن شيخ ما مرحوم حاجى نوري ( رفع اللّه مقامه ) كه نظير علامه مجلسي رحمه اللّه بود در زمان خود مىفرمود كه : « حيف مقتل أبى مخنف را كم وزياد كردهاند والّا أصح مقاتل بود وحمل نعش آن حضرت نيز ضعيف است ، اگرچه طريحى رحمه اللّه نيز در منتخب آن را روايت كرده ، چنانچه بيايد انشاء اللّه تعالى . واما آنچه روايت شده در كتاب إكسير العبادة في أسرار الشهادة به توسط بعض ثقات از كتب مقتل محدث حاذق ابن جمهور بحراني از آنكه أبو الفضل عليه السّلام از أشرار بيست وپنج هزار كشت غير از مجروحين وساير شهدا از بني هاشم جميعا بيست وپنج هزار كشتند وامام عليه السّلام به نفس نفيس سيصد وسى هزار كشت وتمام لشگر عمر سعد چهارصد وشصت هزار بودند وباقي نماند از ايشان مگر هشتاد هزار واز اين باب بود كه -