مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

169

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

عمر بن نفيل . « 1 » سبط ابن الجوزي ، تذكرة الخواصّ ، / 145 ثمّ خرج عبد اللّه بن الحسن - الّذي ذكرناه أوّلا وهو الأصحّ - أنّه برز بعد القاسم وهو يقول : إن تنكروني فأنا ابن حيدره * ضرغام آجام وليث قسوره على الأعادي مثل ريح صرصره فقتل أربعة عشر رجلا ، ثمّ قتله هانئ بن ثبيت الحضرميّ ، فأسودّ وجهه . « 2 » محمّد بن أبي طالب ، تسلية المجالس ، 2 / 305 - عنه : المجلسي ، البحار ، 45 / 36 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 279 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 324

--> ( 1 ) - « در تاريخ احمد الأعثم الكوفي مسطور است كه بعد از عون بن عبد اللّه بن الجعفر ، عبد اللّه بن الحسن رضى اللّه عنه سلاح پوشيده بر أسب نشست . أو جوانى بود كه در حسن وملاحت نظير وعديل نداشت وچون در ميدان آمد ، نام خود را گفت ، رجزى خواند وبر مخالفان حمله برد . به جنگ مشغول شد وآن ظالمان از خداى تعالى نترسيدند وجوانى چنان را هلاك كردند . امام حسين از مشاهدهء اين حال عظيم پريشان‌خاطر واندوهگين شد وبر فوت أو تأسفها خورد وآواز داد كه : « اى عزيزان وپسران عم وأهل بيت من ! بر اين واقعه كه ما را دست داده وبر اين بليه ومحنتى كه روى نموده [ است ] ، صبر كنيد وناخوشدل مباشيد كه بعد از اين رنج ، همه راحت وبعد از اين مذلت ، همه عزت خواهد بود ؛ إن شاء اللّه . » ميرخواند ، روضة الصّفا ، 3 / 161 وپس از آن‌كه اين دو خواهرزادهء آزادهء امام حسين عليه السّلام به دار السلام شتافتند ، نوبت برادرزادگان عالي مكان رسيد . نخست عبد اللّه بن حسن كه به وفور حسن وجمال وكثرت وفضل وكمال از اقران وأمثال امتياز داشت ، آغاز قتال كرد وبه هر حمله يكى را از أهل ضلال به عذاب ونكال گرفتار گردانيد وآن ظالمان از خداى نترسيدند وجوانى چنان را شربت شهادت چشانيدند . رباعي : با چنين سنگ‌دلىها كه از آن قوم آمد * ز آسمان سنگ نباريد زهى مستنكر اين‌چنين واقعه‌اى حادث وآن‌گاه هنوز * چرخ گردان وفلك روشن وخورشيد خواندامير ، حبيب السّير ، 2 / 53 - 54 ( 2 ) - پس عبد اللّه پسر امام حسن عليه السّلام قدم در معركه نهاد وبه تيغ آبدار چهارده نفر از آن كافران غدار را به درك أسفل نار فرستاد وبعد از مقاتلهء بسيار ، هانى بن شيث حضرمي بر آن امام‌زادهء عاليمقدار ضربتي زد وشربت شهادت نوشيد وبه پدر وجد بزرگوار خود ملحق گرديد وبه روايت امام محمد باقر عليه السّلام حرملة بن كاهل ، عبد اللّه را به درجهء شهادت رسانيد ، وشهادت أو به روايتي ديگر بعد از اين مذكور خواهد شد . مجلسي ، جلاء العيون ، / 676