مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
54
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - وقرائت قرآن را وكثرت دعا واستغفار را دوست مىدارم . » پس عباس بازشتافت وهنوز سواران أو در برابر سپاه كوفه به پاى بودند وآن جماعت را نصيحت مىكردند وپند وموعظت مىگفتند . بالجملة ، عباس برسيد وپيام امام را برسانيد ، عمر سعد با شمر گفت : « رأى چيست ؟ روا باشد كه ايشان را از اين هنگام تا فردا بگاه مهلت گذاريم ؟ » شمر گفت : « اگر من زمام كار داشتم ، ساعتي ايشان را مهلت نمىگذاشتم . اكنون كار به دست تو است وأمير جنگ تويى . من چه گويم ؟ » عمر سعد گفت : « كاش هرگز به اين أميري تن در ندادم وبه اين تهلكه درنيفتادم . » عمرو بن الحجاج الزبيدي گفت : « سوگند با خداى ، اگر مردم ترك وديلم ( 3 ) اين مهلت از شما خواستند ، دعوت ايشان را أجابت فرموديد ، نه آخر ايشان آل محمّدند ، اين ترديد وتوانى چيست ؟ » اين وقت عمر سعد ، رسولي در خدمت عباس روان كرد وپيام داد كه : إنّا قد أجّلناكم إلى غد فإن استسلمتم ، سرحنا بكم إلى عبيد اللّه بن زياد وإن أبيتم ، فلسنا بتاركيكم . گفت : « يك امشب شما را مهلت گذاشتيم . بامدادان اگر سر به فرمان درآورديد ، شما را به نزد پسر زياد كوچ خواهيم داد ؛ واگرنه دست از شما باز نخواهيم داشت وفيصل ( 4 ) امر بر ذمت شمشير خواهيم گذاشت . » اين هنگام هردو لشكر به آرامگاه خود باز شدند وبيارميدند . ( 1 ) . دو ثلث روز گذشت . ( 2 ) . مناجزت : جنگ . ( 3 ) . ديلم : يكى از شهرهاى گيلان كه حربهء مردم آنجا تبر هيزمشكنى ونيزهء كوچك است ودر نزد اعراب به خوارى ياد مىشوند . ( 4 ) . فيصل : حاكم بين حق وباطل . سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهداء عليه السّلام ، 2 / 216 - 218 از عصر پنجشنبه تا آخر روز جمعه نيز گرفتارى خامس آل عبا أرواحنا فداه وشدّت ابتلاى أهل بيت در اين وقت بوده باشد وكيفيّت آن به روايت شيخ مفيد ( ره ) در ارشاد چنين است كه شمر ملعون از كوفه نامه آورد از براي عمر سعد زنديق كه « اگر تسليم شدند ، حسين وأصحاب أو وفرود آمدند بر حكم من ، ايشان را سالم به نزد من بفرست ؛ واگرنه با ايشان مقاتله كن تا ايشان را بكشى ومثله كنى وأسب بر پشت وسينهء حسين عليه السّلام بدوانى . پس اگر أطاعت كردى ما را ، تو را جزاى نيكو خواهيم داد ؛ واگرنه واگذار سردارى لشكر ما را به شمر كه أو از جانب ما مأمور است . » پس عمر سعد ( لعنه اللّه ) در وقت عصر روز پنجشنبه نهم محرم ندا كرد : « يا خيل اللّه اركبى وبالجنّة ابسرى . » وبا لشكر شقاوتاثر - كه به روايت ابن شهرآشوب بيست وپنج هزار بودند - ، سوار شد ؛ روى به خيام با احتشام آن امام أنام عليه السّلام رفتند . در آن وقت ، امام حسين عليه السّلام در باب خيمه به اجتبا نشسته بود وشمشيرش را به زانو گرفته ، سر آن -