مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

9

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

الباعوني ، جواهر المطالب ، 2 / 280 - 281 - لا أهلا واللّه بك ولا سهلا ، يا أبرص ! لا قرّب اللّه دارك ولا أدنى مزارك وقبّح ما جئت به ، واللّه إنّي لأظنّك نهيته عمّا كتبت به إليه وأفسدت علينا أمرا قد كنّا رجونا أن يصلح ، واللّه لا يستسلم حسين ، إنّ نفس أبيه لبين جنبيه . گفت : « سوگند با خداى سزاوار هيچ ترحيب وترجيب نيستى ، اى مبروص ( 1 ) ! خداوند تو را وخانهء تو را از آبادانيها دور افكند وقبر تو را از نظرها محو ومستور دارد وزشت كند چيزى را كه تو آورده‌اى . سوگند با خداى چنان مىدانم كه تو باز داشتى ابن زياد را از قبول آنچه من بدو نگاشتم وفاسد كردى امرى را كه اصلاح آن را اميد مىداشتم ؛ واللّه حسين آن كس نيست كه تسليم شود وبا يزيد دست بيعت فرا دهد ، همانا تن أو از جان على مرتضى آكنده است . چون مكتوب ابن زياد را از شمر بگرفت وقرائت كرد روى بدو آورد ، وقال : واللّه لقد ثنيته عمّا كان في عزمه وأذعرته ، ولكنّك شيطان . فعلت ما فعلت . گفت : « قسم به خداى ! تو رأى أو را برتافتى وعزم أو را ديگرگون ساختى وأو را در بيم افكندى . تو شيطان مردودى . كردى آنچه كردى . » شمر گفت : « اكنون با امر أمير چه مىانديشى ؟ يا فرمان أو بپذير وبا دشمن أو طريق مناجزت ومبارزت گير ؛ واگرنه دست از عمل بازدار وسپاه را با من گذار . » عمر سعد گفت : « لا ، ولا كرامة لك . تو همچنان سرهنگ پيادگان خويش باش كه من خود أمير لشكرم . » اين بگفت وبرخاست ويكباره دل در مقاتلت حسين بست وحجر بن الحر را طلب نمود وأو را با چهار هزار تن از ابطال رجال بر شريعهء غاضريه گماشت وهمچنان رايتي از بهر شبث بن ربعي بست . أو را نيز با هزار سوار به شريعهء غاضريه فرستاد وفرمان كرد كه حسين وأصحاب أو را قطره‌اى از آب روا ندارند . چون حدود أمور را برحسب مراد استوار ساخت ، خواست تا حسين را از مطاوي ( 2 ) مكتوب ابن زياد بياگاهاند ؛ باشد كه چون اين شدت وحدت را بداند ، دل از انگيزش مبارزت ومناجزت برماند واين جنگ وجوش را بنشاند . لاجرم كس به حسين عليه السّلام فرستاد وأو را از اين خبر آگهى داد . فقال الحسين : واللّه لا وضعت يدي في يد ابن مرجانة أبدا . سوگند با خداى كه من هرگز دست خود را به دست پسر مرجانه فرا ندهم ! واين شعر را قرائت كرد : لا ذعرت السّوام في غسق اللّيل * مغيرا ولا دعوت يزيدا يوم أعطى من المهانة ضيما * والمنايا ترصّدني أحيدا اين كرت ثاني است كه آن حضرت به شعر يزيد بن مفرغ تمثل جست . ( 1 ) . مبروص : پيس . ( 2 ) . مطاوي ، جمع مطوى : مار : روده « در اين‌جا به معنى مضامين به كار رفته است » . سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهداء عليه السّلام ، 2 / 201 - 203