مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
24
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
سبط ابن الجوزي ، تذكرة الخواصّ ، / 136 - 137 - عنه : بحر العلوم ، مقتل الحسين عليه السّلام ، / 144 - 145 ؛ مثله المازندراني ، معالي السّبطين « 1 » ، 1 / 245 - 246
--> - معنى چنان است كه : « نامهء تو رسيد . باز نموده بودى كه حسين عليه السّلام وعبد اللّه زبير به مكة شتافتند ؛ اما پسر زبير مردى است كه خود را از ما بيگانه شمرده وبه رأى وهواي خويش كار كرده وبا اين همه ، سينهء أو از كين وكيد آكنده است وهمى خواهد كه آتش در ما زند . خداوند أو را كامروا نكناد . عبد اللّه در كار خود نگران امرى است كه تو نيز آن را نگرانى . اما حسين . گاهى كه از حرم جدّ خود روى برتافت وبه جانب مكة شتافت ، از وى پرسش كردم كه تو را چه افتاد ؟ مرا خبر داد كه عمّال تو در مدينه به واردات مكروه أو را به ستوه آوردند وبه كلمات ناشايست حشمت أو را پست كردند ؛ لا جرم رخت بربست ودر جوار خداى جار دهند وپناهنده گشت . اكنون ملتمس تو را به أجابت مقرون خواهم داشت وبدانچه أشارت فرمودى ، أطاعت خواهم كرد . حسين عليه السّلام را ديدار مىكنم وشرط نصيحت به پاى مىبرم ؛ باشد كه اختلاف كلمه از ميانه برخيزد وعواصف فتنه وفساد گرد بلا برنينگيزد وآتش مناجزت ومبارزات انگيخته نگردد وخون بيگناهان أمت ريخته نشود . اما تو اى يزيد ! در پيدا وپنهان از خداى بترس وهيچ شب به كين هيچ مسلمان مخسب وبدخواه جاه ومال مسلمانان مباش ؛ مگر از أمثال نخواندهاى كه نوشتهاند : « چه بسيار حافر كه از بهر ديگرى چاه كرد وخود درافتاد وچه بسيار آرزومندى كه هرگز بر آرزوى خود دست نيافت . صواب آن است كه به قرائت قرآن ونشر سنت قيامسازى وبه مواظبت صوم وصلاة پردازى واز ارتكاب ملاهي ومناهى بپرهيزى وبا اصغاى ترهات وأباطيل نياميزى . خويشتن را واپاى كه آنچه تو را به كار دنيا بازدارد ، ضايع وفانى است وآنچه تو را به امر آخرت بگمارد ، نافع وباقي است . والسلام . سپهر ، ناسخ التّواريخ سيّد الشّهداء عليه السّلام ، 2 / 26 - 30 ( 1 ) - [ حكاه في المعالي عن النّاسخ ] .